یا علی اکبر
ببخش درد دلم را
ببخش درد و دلم را، نمی شود گاهی
که دردها همه پنهان شوند در آهی
پدر! گمان کنم این لحظه های پایان است
بیا نگام بکن هر چه قدر می خواهی
عزای این همه یاران شکسته است تو را
قد صنوبری ات خم شده، چه کوتاهی
چه غم اگر بدنم قطعه قطعه خواهد شد
فقط جدا شدن از تو چه درد جانکاهی
* * *
علی! اگر چه که سخت است دوری ات اما
نمانده است برایم به غیر از این راهی
چطور از تو و زیبائی تو دل بکنم؟
عمیق تر که تماشات می کنم ماهی
تو پاره ی دلمی با وجود این هرگز
از عشق من به خدا کم نمی شود کاهی
برو، دعای من و خواهرم به همراهت
نمی شود که بمانی، فنای فی اللهی
علی اصغر ذاکری/ نه سال عاشقی
+ نوشته شده در سه شنبه ۶ دی ۱۳۹۰ ساعت 1:50 PM توسط زائر
|