وضٍلعٍِ کَسَروه....

اگر جرات نمی کردند به در خانه ی مولا به مادرمون تعرض کنند کربلاهم...

دعای صنمی قریش فراموش نشود

لعنت به آنکه پایه گذار سقیفه شد...


دلم گرفته برایت...

صفحه وبلاگ را که گشودم،

شعر آغاز شد: امید دل چرا در جیب غم بردی سر خود را...

ومن نا خود آگاه به یاد تو افتادم،

می دانم که شعر برای امام زمان  علیه السلام است و مصداق دادن آن به کس دیگر جایز نیست،

اما...

چه کنم که این روزها تمام فکر و ذهنم درگیر تو بوده است،

تمام مدت در دانشگاه ، خانه ، در مسیر و  حتی در خواب به تو فکر می کرده ام،

که چه می گذرد در دل تو

و من حتی با جملاتم نمی توانم اندوه و غم از دست دادن عزیزت را بیان کنم،

چه برسد به کلامم...

ای کاش اکنون کنارت بودم،

تا کمی دلداریت دهم،

رفیقم

بهتر از دوستم

فقط می خواستم عرض تسلیتی کرده باشم

و از درگاه خداوند متعال برایت صبر مسئلت دارم

حالا شعر به اینجا رسیده است،

بیا با هم بگرییم از برای غربت جدت...

پس بیا با هم بر مصیبت امام زمانمان که هر صبح و شام بر جدش حسین خون گریه می کند بگرییم،

زیرا که امام رضا علیه السلام فرمودند:یَا ابْنَ شَبِیبٍ! إِنْ کُنْتَ‏ بَاکِیاً لِشَیْ‏ءٍ فَابْکِ لِلْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ

 

ادامه نوشته

رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم یا شهادت؟!!

 

حقایقی که کمتر به گوشتان خورده است!

 

با تشکر از جناب طاهر مدیر وبلاگ مشق نیزه

جامعه، ضریح، نماد

پرداختن به موضوع نمادها در هر کشور و قوم و مذهبی امری مرسوم است. نمادهای ملی، نمادهای مذهبی و احترام و عرقی که مردمان برای آن‌ها قائل‌اند سبب شده است که هزینه کردن برای آن‌ها رایج و جاری باشد.

هر نمادی که در راستای "شعائر الهی" باشد مورد احترام و اعتبار است.

موضوع امام و امامت در تشیع به عنوان یک اصل لاینفک از دین محسوب می‌شود. هر نماد -شرعی - که منجر به توجه به موضوعیت امام و توجه و یادآوری امام و امامت گردد به عنوان شعائر الهی محسوب خواهد شد. از این رو شیعیان در پرداختن به این مهم از هیچ هزینه و حتی جان دادند فروگذار نمی‌کنند.

ساختن بارگاه و مسجد بر سر قبور ائمه و انبیاء علیهم السلام از جمله‌ی این شعائر است و تلاش برای هرچه باشکوه‌تر کردن آنان، تلاش برای این مهم تلقی خواهد شد.

و خداوند فرمود:



 رستش و پرستيدن و عبادت هر فرد یا چيزي، يعني آن‌كه معتقدي آن فرد يا چيز تو را خلق كرده، و يا اين‌كه به موازات خداوند و يا مستقل از خداوند داراي قدرت و توان است.

خداوكيلي كدام‌يك از آنان كه دور ضريح مي‌چرخند و ابراز احساسات مي‌كنند و تبرك مي‌جويند، ضريح را مي‌پرستند؟ كدام‌يك از اين همه زائر معتقدند كه امام رضا عليه السلامخالق و خداي اوست؟

اگر كسي سخني در باب خدا بودن امام حسين عليه السلام نمود و مانند آن حرفي زد قطعاً از دايره‌ي تشيع خارج شده است. حرف او را پاي شيعيان نگذاريد. اما زيارت و تبرك به ضريح به‌معناي پرستيدن و عبادت سنگ و آهن و يا پرستيدن امام يا امام‌زاده نيست.

تبرک جستن از اجسام شرک نیست و جای‌گاه خودش را دارد. همان‌گونه چشمان حضرت یقوب علیه السلام به پیراهن حضرت یوسف علیه السلام شفا یافت.

بهتر است با نگاه منطقي و وجداني به موضوع نگاه كنيم و زود دهان مبارك را باز نكنيم و هرچه از دهانمان درآمد را نثار اين و آن نكنيم. اين زبان سرخ تهمت‌هايي مي‌زند كه از آنان بايد به‌خدا پناه برد.

 


کاروان یا چیزی شبیه کاروان از شهرهای مختلف گذر کرد تا ضریح تازه ساخته شده‌ی حرم امام حسین علیه السلام را به کشور عراق تحویل بدهد و تا امروز طبق اخبار قرار است در عراق نیز چنین شود و البته خدا کند آن‌جا (انفجاری) اتفاقی نیافتد.

البته موضوع سخن کوتاه ما در چرایی چنین حرکتی است. چه لزومی دارد شهر به شهر این ضریح را بچرخانیم و مردم را دور آن جمع کنیم و مراسم بگیریم؟

 سؤال را با سؤال جواب می‌دهیم:

مگر چه اشکالی دارد؟ 

مگر این‌همه مردمی که پای این ضریح یاد امام حسین علیه السلام را زنده کردند خطایی مرتکب شدند؟ 

اگر قرار بود استوانه کوروش را هم با همین عزت و احترام در شهرهای ایران بچرخانند و اتفاقاً مردم هم استقبال می‌کردند بازهم این همه اعتراض انجام می‌شد؟ آیا این‌کار به عنوان یک احیاگری ملی مورد تحسین قرار نمی‌گرفت؟ لطفاً در پاسخ به این سؤال تعصب قبیله‌ای فارس و عرب را کنار بگذارید.

اگر شما چنین کاری را کلاه‌برداری تلقی می‌کنید، یعنی این‌همه مردمی که پای این ضریح عزاداری کردند هم کلاه‌بردار خواهند بود؟

دامنه‌ی سؤالاتی که در پاسخ به آن سؤال اول بیان شد، بیش از این است اما ذهن نویسنده بی‌مقدارتر از همه‌ی آنان است.


یک ضریح و این‌همه حرف و حدیث

بهتر نبود به‌جاي اين ضريح يك مدرسه مي‌ساختيم، بعد براي بچه‌هاي فلان مدرسه بخاري مي‌خريديم، سپس مي‌رفتيم سراغ بيماران سرطاني و بعد هم سري به شيرخوارگاه‌ها مي‌زديم و خلاصه بااین پول بخش زیادی از مشکلات جامعه را حل می‌کردیم؟

اين‌ها حرف‌هايي است كه اين روز‌ها زياد مي‌شنويم. در خلال انتقال ضريح جديد حضرت سيدالشهدا عليه السلامبحث‌هايي از اين قبيل به‌وجود آمده است كه مي‌طلبد پيرامون آن چند نكته‌اي بيان شود.

در ابتدا فرض ما این است که همه‌ی کسانی که سخنان بالا را می‌گویند، نه عنادی با امام حسین علیه السلام دارند و نه مشکلی با اصل زیارت کردن. ضمن این‌که این موضوع از ابعاد مختلف قابل بررسی است که ما تنها به یکی بسنده می‌کنیم.

 

سري به پاساژ علاءاتقاطع حافظ و جمهوري در همين تهران خودمان بزنيم. لازم نيست شم اقتصادي داشته باشيد، همين كه كمي اهل حساب و كتاب باشيد كفايت مي‌كند. حجم پولي كه بابت موبايل‌هاي لوكس- و نه ضروري- جابه‌جا مي‌شود سرسام آور است. اين نشان مي‌دهد بخشي زيادي از مردم ما دغدغه‌اي دارند به‌نام موبايل لوكس. موبايل لوکس همیشه و هر روز تکرار می‌شود اما ماجرای ضریح پرهزینه این‌طور نیست. برای سازه‌ی ضریح جدید حرم امام حسین علیه السلام عمری چندین و چند ساله(شاید یک قرن) پیش‌بینی شده‌است.

اگر دوروبرتان را بگرديد حتما در ميان دوستانتان كساني هستند كه در كار لوازم آرايش مشغول تجارت هستند (توجه داشته باشيد كه نمي‌خواهيم به سبك صداوسيما از آب گل‌آلود ماهي بگيريم) از آن‌ها در مورد حجم خريد لوازم آرايش سؤالاتی بپرسيد. و بعد با کمک یک ماشین حساب ساده ببینید فقط با 10 درصد از این ارقام چقدر آدم فقیر را می‌توان سامان داد.



يك روز برويد سراغ باغ‌هاي اطراف تهران. از لواسان گرفته تا اطراف پارک چيتگر. بپرسيد هزينه يك شب عروسي آن‌چناني چقدر است؟ راستي حتماً بپرسيد كه مشتري زياد است يا كم؟ و با یک حساب سرانگشتی ببینید اگر قرار باشد آن‌ افراد عروسی ساده‌تری بگیرند و مابقی چندین برابری آن بریز و بپاش را صرف ازدواج فقرا کنند پقدر آمار ازدواج در همین تهران بالا خواهد رفت


اگر نتوانستيد بنك‌داران طلا را كه پيدا كنيد، برويد در بازار بزرگ و ببينيد كه مردم چه عطش سيري ناپذيري براي تغيير و تعويض طلا و جواهر دارند. دریافتن اطلاعات حجم مبادلات کمی سخت است اما آن‌ها که از دور -حتی - دستی بر آتش دارند خواهند دانست که این عطش چه طوفانی به‌پا کرده است. و بخشی از این طوفان می‌تواند مشکل بیماران فقیر را برای همیشه حل کند.

خلاصه‌ی کلام: نه برادر من! مشكل ما يك ضريح نيست. و فقر ما دراثر ساختن بارگاه به‌وجو نيامده است. وگرنه نه‌تنها ساختن و پرداختن به نماها و نمادها در تمام دنيا امري مرسوم و جاري است، بلکه مردمان اقوام به این امور احترام می‌گذارند.


گاهی می‌شود که آدم دوست دارد سوار ماشین خیال‌بافی بشود و تا آخرین خط تخیل تخته‌گاز برود تا بلکه کمی از زمان را دور از این دود روزگار و فغان مشکلات و اضطراب لحظه‌ها، برای خودش باشد.

حالا من رسیده‌ام این‌جا که خیابان‌هایش چراغانی است و دیوارهایش پر از تابلو و آدم‌هایش که انگار یک‌جوری شده‌اند.

برخی دل‌شان شور می‌زند و عده‌ای در چشم‌شان کارخانه‌ی برق شوق افتتاح کرده‌اند.

خلاصه غوغایی است. همه منتظراند ببینند چه می‌شود. و من هم در خیال‌ام نتوانستم بفهمم راستی حالا چه می‌شود؟!

زود از خیال‌ام برگشتم پشت میزم و دوباره گرفتاری‌ها و تشویش‌ها. حالا دارم فکر می‌کنم ای‌کاش در همان خیال‌ام خانه‌ای کرایه می‌کردم و می‌ماندم و یا ای‌کاش خیال‌ام به نزد من می‌آمد و می‌گفت: خیال نیست پسر جان! مولای تو ظهور کرده‌است...



برگرفته از وبلاگ بسیار خوب من هم شیعه هستم

یزید دوست است و ولید ولی امر؟!!


یکی از اعتقادات اهل سنت این است که خلیفه ی مسلمانان با فسق و هرنوع ظلم و جور عزل نمی شود(!!!!) بلکه باید از او اطاعت محض نمود
در این باره احادیثی نیز به دروغ به پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم نسبت می دهند
مانند:
هیچ کس را نرسد که بر پادشاه خود قیام کند، و حتی وجبی از حکومت او سرپیچی کند .اگر چنان کند و بمیرد بر سنت جاهلیت مرده است.1
 
- همچنین به نقل از حضرت:
" پس از من پیشوایانی خواهند آمد که به راه من نمی روند و به روش من عمل نمی کنند پاره ای از ایشان دل هایی همچون دل شیاطین دارند. اگرچه به ظاهر انسان اند."
راوی می گوید گفتم: یا رسول الله! اگر من آن زمان را در یابم چه عکس العملی نشان دهم؟
فرمود:" شنوایی صد درصد و اطاعت مطلق امیر کند. حتی اگر پشتت بکوبد و مالت را ببرد تو باید فرمان ببری و گوش به دستورش بسپاری."2

بنابر این عقیده خروج بر یزید بن معاویه ی شراب خوار و سگ باز و قاتل و جانی، وقیام علیه عبدالملک بن مروان که سربازانش خانه ی کعبه ی را با منجنیق خراب کردند، و جنگ بر ضد ولید که قرآن کریم را هدف قرار داد، جایز نیست و حرام می باشد!!!


برگرفته از کتاب نقش ائمه علیهم السلام  در احیای دین


1-صحیح مسلم.باب الامر بلزوم الجماعة6/22 -60 ، چاپ مصر 1334 ق

2- صحیح مسلم 20/6 - 22، باب الامر بلزوم الجماعة، چاپ محمد علی بمیدان الازهر قاهره

سلام بر خدیجه علیهاالسلام

رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:

 «پیشتاز زنان جهان در ایمان به خدا و محمد صلی الله علیه و آله ، خدیجه علیهاالسلام است»


 «برترین بانوان بهشت عبارتند از: مریم دختر عمران، آسیه دختر مُزاحِم، خدیجه دختر خَوَیْلِد و فاطمه دختر محمد صلی الله علیه و آله ».


در شب معراج، هنگام بازگشت به جبرئیل گفتم: آیا حاجتی داری؟ گفت: «حاجت من این است که سلام خدا و سلام مرا به خدیجه علیهاالسلام برسانی».


حضرت خدیجه سلام الله علیها   در یکی از اشعار خود در شأن رسول اکرم صلی الله علیه و آله چنین گفته است: «اگر من روز را در میان همه نعمت ها به شب رسانم و دنیا و سلطنت شاهان بزرگ ایران و کسری ها همیشه برای من باشد، اگر دیدگانم به تماشای چشمان تو نپردازند، تمامشان برای من به اندازه بال پشه ای ارزش ندارد».

http://www.shia-news.com/

فتوای تجاوز به زنان علویه

فتوای تجاوز به زنان علویه
یک مفتی وهابی کشتار علویان و تجاوز به زنان علویه را حلال اعلام کرد!

به گزارش سرویس دینی جام نیوز، شیوخ جماعت اخوان‌المسلمون سوریه با صدور فتاوای جدا گانه، ریختن خون علویان این کشور و زنای به عنف با زنان علویه را مباح اعلام کردند.
شیخ «محمد بدیع موسى»، شیخ وهابی سوری و یکی از اعضای جماعت اخوان‌المسلمون این کشور اعلام کرد: «ارتش آزاد سوریه(مخالفان دولت سوریه) با ارسال نامه‌هایی به شیوخ و مفتی‌های این جماعت از آن‌ها درباره تعرض و تجاوز به زنان علویه و کشتار کودکان این طایفه و حمله به خانه‌ها و مراکز محل سکونت آن‌ها استفتاء کرده است.»
شیخ موسی می‌ افزاید: «من و مفتی‌ها و شیوخ جماعت اخوان‌المسلمون تمام این موارد را مباح و حلال اعلام کرده و‌ تأکید نمودیم که ریختن خون‌ آن‌ها، تعرض به زنان آن‌ها، کشتن کودکان آن‌ها و حمله به محل سکونتشان مجاز و حلال است و همه طوایف در سوریه می‌‌خواهند که از دست آن‌ها خلاص شوند.»
شیخ «محمد بدیع موسى» که هم‌اکنون در عربستان سعودی تدریس می‌‌کند در دهه هشتاد و نود میلادی یکی از مشایخ منطقه «المیدان» در دمشق و یکی از اعضای جماعت اخوان‌المسلمون سوریه و البته فعال در شاخه نظامی آن بود که در آن دوره به «الطلیعة الإسلامیة» معروف شده بود.
وی در دهه شصت نیز فتوای حلال بودن همبستر شدن پدر با دختر را در مواقع ضرورت صادر کرد و در این ارتباط توضیح داد که نیاز‌ها و ضرورت ‌ها، موانع و محارم را از پیش رو برمی دارد و کسی که درختی را می‌‌کارد بیش از هرکس دیگری مجاز است از میوه آن استفاده کند.
این فتوا در دهه شصت سر و صدای بسیاری به پا کرد.
پس از آغاز ناآرامی‌‌های سوریه به بهانه بهار عربی، محمد بدیع موسی به مزدورگیری از میان سعودی‌‌ها و سوری ‌های مقیم عربستان پرداخت و با هماهنگی با «عدنان عرعور» به سوریه اعزام و پول ‌ها و اموال زیادی را برای معارضان سوری جمع‌ آوری کرد./ shia-online
429

http://jamnews.ir/NSite/FullStory/News/?Id=87716&Serv=17

توجه!!!!!!

 

آیت‌الله وحید خراسانی خطاب به شیعیان، تاکید کرد: جوانان باید در سوگ شهادت امام هادی (ع)، غوغایی را که در ایام فاطمیه خلق کرده و کمر وهابیت را شکستند، مجدداً احیاء کنند.این مرجع تقلید، امروز در آغاز درس خارج فقه خود که در مسجد اعظم قم برگزارشد، با اشاره به اهمیت ماه رجب،اظهار داشت: روزه هفت روز اول ماه رجب، باعث بسته شدن هفت در جهنم خواهد شد و سفارشات زیادی در روایات شیعه بر اهمیت این ماه شده است.

ایشان در ادامه با اشاره به سوم ماه رجب و اهمیت سوگواری شهادت امام هادی (ع)، افزود: اراده امام هادی (ع) متصل به اراده خدای متعال است؛ به طوری که عنایت امام دهم به شیعیان ویژه می‌باشد و باعث نجات خیلی‌ها از هلاکت گشته است.
این مرجع تقلید با بیان این که ملت ایران باید در روز سوم ماه رجب یکپارچه سیاه پوش شوند، تاکید کرد: جوانان پاک فطرت، باید غوغایی که در ایام فاطمیه خلق کرده و کمر وهابیت را شکستند و باعث بیمه شدن این مملکت شدند را در سالروز شهادت امام هادی (ع) به نمایش بگذارند.
معظم‌له تصریح کرد: غیرت جوانان شیعی که از شیر مادر و نیت پاک پدر به آنان رسیده، باید عزادار امامی باشند که خون دل و رنج زیادی را تحمل کردند.
حضرت آیت الله وحید خراسانی خطاب به علما و روحانیون گفت: شما اهل علم همان طوری که یک عمر برسر سفره امام زمان (ع) نشسته اید، باید روز سوم ماه رجب، تسلی بخش دل امام زمان (عج) باشید. این مرجع تقلید تاکید کرد: نظر امام زمان (ع) به شما است ، شما باید مردم را در عزاداری امام هادی (ع) ارشاد و راهنمایی کنید.

 

+++

شب آرزوها

5شنبه شب

شب لیلة الرغائبه


چه دعایی داری؟

چی از خدا می خوای؟

مهم!!

داستان از اون جا شروع شد که در پی درگیریهای اخیر سوریه امام جماعت حرم مطهر حضرت رقیه سلام الله علیها به شهادت رسید بعد از اون عده ای از پیروان سقیفه طی یک فاکس تهدید به بمب گذاری در حرم مطهر نمودند که جریان مفصل اون رو میتونید در اینجا بخونید. یکی از کارهایی که میشه انجام داد تا جلوی این هتک حرمت!! دوباره گرفته بشه اینه با خبردار کردن بقیه شیعیان و دوستان امیرالمومنین همه را بیدار کرده و پیروان سقیفه را متوجه کنیم که فاجعه بقیع و سامرا تکرار نخواهد شد!!!.

گر گفته مغرضان مسلم گردد

ویرانه دوباره محفل غم گردد

باید که لباس زن بپوشیم همه

یک خشت اگر از حرمش کم گردد


ترسم دوباره شیعه به غم مبتلا شود

قبر رقیه مثل بقیع، سامرا شود 

بی غیرتیست چشم ببندیم و منتظر

معجر دوباره از سر بی بی جدا شود


در رتبه غیرتش کسی نشناسیم

شاگرد جناب حضرت عباسیم

هشدار! به مرقدش جسارت نکنید

ما به بی بی سه ساله مان حساسیم


دیگر مپندارید شیعه ناتوان است

در دستهاتان تازیانه! خیزران است

قبر رقیه یا که زینب یا سکینه 

اینجا دگر ناموس شیعه در میان است


دوباره فتنه از پور خثیمه 

دوباره دست نامرد امیه 

خدا جانم تو بستان گر بیفتد

خشی بر گنبد و صحن رقیه

 
ببرگرفته از وبلاگ دیوان اشعار تبری

تبریک



شیعیان! عیدتان مبارک...

سال روز به درک واصل شدن اولی:

1-اولین دشمن حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و امیرالمومنین علیه السلام

2- اولین بیعت شکننده با حجت خدا بر مردم بعد از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم

3- از عاملین اصلی شهادت مادر سادات حضرت زهرا بتول سلام الله علیها

4- بانی شورای 6 نفره ی!!! سقیقه!

5- فراری همیشگی از جنگ های مهم صدر اسلام( احد- بدر- حنین- سلسله ...)

6- گمراه کننده تمام بشریت من الازل الی الابد

7- جاهل کامل به معارف اسلام به اقرار خودش

8- تکذیب کننده ی آیه تطهیر

و هزاران گناه کبیره دیگر که از زیر سر این ملعون برخاسته و بحمدالله در پرونده سیاه اعمالش ثبت و ضبط گردیده است 


بر تمام شیعیان و محبین واقعی حضرت امیرالمومنین علی بن ابی طالب و حضرت صدیقه ی کبری فاطمه زهرا سلام الله علیها مبارک باد



اهل تولی! عید تبراست...شادان بمانید! شادان بمانید

از پرده ی دل...لعن عدوی...آل محمد(ص)...باهم بخوانید

دست نفاقی...کز روز اول...کارش فساد و ...ظلم و ستم شد

از غصب حق...آل محمد(ص)...در کینه توزی... نامش علم شد

آنکس که بر باد...حق علی داد...لعنت بر او باد... تا صبح محشر

از ابتدا بود...در کار فتنه...بت می پرستید...تا روز آخر

ای اهل تقوا...دین حب و بغض است...ایمان تبراست...ایمان تولاست

در دست شیعه...بهر فنای...خصم ولایت...این تیغ براست

آب حیاتست...راه نجات است...آری طریق...وحدت همینجاست!

اسلام و ایمان...با اهل بیت(ع) است...تردید و شک را...از دل برانید!!




برگرفته از وبلاگ شبه پیمبر



+

++ (بد نیست ببنید)



مقدمه چینی برای تخریب زادگاه پیامبراسلام / گزارش افشاگرانه درباره کتابخانه مکه

کتابخانه مکه مکرمه(زادگاه پیامبر رحمت صلی الله علیه و آله) یکی ازقدیمی ترین کتابخانه ها به شمار می رود به طوری که عمر آن به بیش از 60 سال می رسد، روزنامه عکاظ اعلام کرد از ساختمان تنگ و کوچک آن که گرد و غبارنشسته بر جای آنجای آن گویی  را به انبار تبدیل کرده نه کتابخانه، بازدید کرده است.

http://www.shia-news.com/

آیت الله وحید خراسانی: مملكت اگر مملكت شيعه است روز سوم جمادي الثاني بايد يكپارچه شيون باشد و بايد آ

مملكت اگر مملكت شيعه است روز سوم جمادي الثاني بايد يكپارچه شور و شيون باشد بايد آتشي در عزاي زهرا (سلام الله علیها) برپا شود. اگر اميرالمومنين (علیه السلام) با شنيدن خبر شهادت همسرش غش كرد مملكت علي (علیه السلام) بايد چه كند ؟!

http://www.shia-news.com/

واقعه کربلا در تاریخ آنگلوساکسون در سال 685 میلادی

تاریخ آنگلوساکسون و واقعه کربلا

 

The Anglo Saxon Chronicle and The Tragedy of Karbala

 

احسان کوثری نیا                      زهرا اخوان صفایی            اُمید کوثری نیا

معرفی کتاب «تاریخ آنگلوساکسون» برگرفته از دایره المعارف بریتانیکا: «کتاب تاریخ آنگلوساکسون یکی از مهمترین اسناد تاریخی است که از دوران قرون وسطی به جای مانده است. این کتاب ابتدا به فرمان پادشاه آلفرد کبیر در حدود سال 890 میلادی گردآوری شد، و تا اواسط قرن دوازدهم میلادی توسط نویسندگان و مورخین مختلف، وقایع سالهای بعد به آن افزوده شد. ما فکر می کنیم که این کتاب به عنوان کاملترین سند تاریخ بریتانیا از آغاز آن تا دوره حکمفرمایی پادشاه استفن در سال 1154 میلادی باشد. اگرچه این کتاب ممکن است تاریخ فراگیر و بی نقصی نباشد ولی این مساله از ارزش بی بدیل آن در به دست آوردن تصویری روشنتر از تاریخ هزار سال پیش بریتانیا نمی کاهد».

 

قهرمان کربلا، حضرت زینب کبری (س) پس از شهادت برادر بزرگوارش، حضرت سیدالشهداء (ع)، در کوفه خطابه ای شورانگیز به این شرح ایراد فرمود: «ای مردم کوفه، ای فریبکاران، خیانت پیشه گان و گنهکاران، آیا اکنون گریه می کنید؟ خداوند هیچگاه اشکهایتان را نکاهد و قلبهایتان همواره با غم و اندوه همراه باشد. پیمانهای سست شما هیچ اثری از صداقت و راستی ندارد... . با به شهادت رساندن امامتان، کرداری رسوا کننده، ننگ آور و دهشتناک برای شما به ثبت رسید.  آیا با وجود بارش بارانهای خونین از آسمان باز هم تردیدی در شما وجود دارد . به خاطر داشته باشید، عذاب آخرت بسیار دردناکتر و ناگوارتر است».

 

در شکل مقابل، تصویر روی جلد و صفحه اسکن شده از کتاب تاریخ آنگلوساکسون آورده شده است.

 

 

در این کتاب، برای هر یک از سالهای میلادی، مهمترین وقایع و رخدادهای تاریخی در حد یک تا چند جمله ذکر شده است. همانگونه که مشاهده می شود، در این کتاب در

 

خصوص مهمترین وقایع سال 685 میلادی این جمله گزارش شده است:

"685. In this year in Britain it rained blood, and milk and butter were turned into blood."

 «685، در این سال در بریتانیا باران خون بارید، و شیر و لبنیات به خون تبدیل شد».

لازم است در اینجا به این نکته مهم اشاره کرد که سال 685 میلادی مصادف با تاریخ سخنرانی زینب کبری (س) در کوفه است. ثبت و گزارش یک واقعه مهم تاریخی (یعنی بارش باران خون از آسمان) از یک منبع تاریخی معتبر و مستقل آن هم در سرزمینی دوردست (بریتانیا و انگلستان) بیانگر چند نکته مهم است: 1) اهمیت واقعه، 2) فراگیر و گیتی گستر بودن آن، 3) تاییدی دیگر بر صحت آن. بارش خون از آسمان پس از شهادت سیدالشهداء (ع)، واقعیتی است که در کتابهای تاریخی مسلمانان (اعم از شیعه و سنی) مکرراً گزارش شده است: «پس از شهادت حسین بن علی (ع)، از آسمان باران خون بارید، به گونه ای چاه ها و دَلوها پر از خون شد». به طور مثال می توان به کتابهای مهم مسلمانان سنی مانند ذخائر العقبی، صص 144، 145، الصوائق المحرقه، صص 116، 192، تذکره الخواص، ص 284 و تفسیر ابن کثیر، ج 9، ص 162 اشاره کرد.       

مراجع:

References:

1-     http://www.britannia.com/history/docs/asintro2.html

2-    http://www.victorynewsmagazine.com/AngloSaxonChroniclesLadyZaynabbintAliA.htm

 

لینک مقاله به فارسی:

www.ekowsar.blogfa.com/post-58.aspx

لینک مقاله اصلی که به انگلیسی است و توسط دو نفر به نام Hj Hala and Hj Zaynab El-Fatah   نوشته شده است:

 

http://www.victorynewsmagazine.com/AngloSaxonChroniclesLadyZaynabbintAliA.htm

 

لینک آنلاین صفحه مورد نظر در کتاب تاریخ آنگلوساکسون

 

www.britannia.com/history/docs/676-99.htm

 

 

برگرفته از وبلاگ بلاگ

مباهله، حقانیت عصمت نبوت و امامت

داستان مباهله بزرگترین سند فضیلت‏براى اهل پیامبر است زیراالفاظ و مفردات آیه حاکى است که همراهان پیامبر در چه پایه‏اى‏از فضیلت قرار داشتند، زیرا پیامبر در این آیه، علاوه بر این که‏حسن و حسین علیهما السلام را فرزندان خود، و فاطمه(س)را یگانه‏زن منتسب به خاندان خویش مى‏خواند، از شخص على(ع)به عنوان‏"انفسنا" تعبیر مى‏کند و آن شخصیت عظیم جهان انسانى را به‏منزله جان پیامبر مى‏داند، فضیلتى بالاتر از این که یک شخص ازنظر معنویت و فضیلت‏به پایه‏اى برسد که خداوند بزرگ او را به‏منزله جان و روح پیامبر بخواند.

مباهله در لغت
"مباهله" در اصل از ماده "بهل" (بر وزن اهل) بوده و به رها کردن و برداشتن قید و بند از چیزى گفته مى شود[ر. ک: فرهنگ جامع عربى، فارسى، ماده "بهل"; فرهنگ دانشگاهى، ترجمه المنجد الابجدى، ماده ى "بهل".].
مباهله در اصطلاح
مباهله در اصطلاح قرآن و روایات و غیر آن ها، به معناى ملاعنه (لعن و نفرین کردن دو طرف به یکدیگر) است; این گونه که هرگاه دو گروه یا دو نفر درباره ى مساله اى مهم، مانند مسائل مهم مذهبى با هم گفتگو کرده و به نتیجه اى نرسند، در یک جا جمع مى شوند و به عنوان "آخرین حربه"، به درگاه خداوند تضرع مى کنند و از او مى خواهند تا درغگو را رسوا و مجازات کند.

در روز مباهله بنا بود مسلمانان و مسیحیان نجران در مورد یکدیگر نفرین کنند، تا خدا هر آنکس را که دروغگوست عذاب نماید. از یی طریق روایت شده‌است و شیعه و سنی متفقند که پیامبر علی، فاطمه حسن و حسین را با خود به میعادگاه برد و مسیحیان نیز وقتی دیدند وی به قدری مطمئن است که تنها نزدیکترین خویشانش را با خود آورده، بیمناک شدند و پذیرفتند که جزیه بپردازند. علامه طباطبایی می‌گوید:
"رسول خدا (ص) در مقام امتثال این فرمان از "انفسنا" به غیر از علی علیه السلام و از "نسائنا" بجز فاطمه سلام اللّه علیها و از "ابنائنا" بجز حسنین (ع) را نیاورد، معلوم می‌شود برای کلمه اول بجز علی (ع) و برای کلمه دوم بجز فاطمه سلام اللّه علیها و از سوم بجز حسنین (ع) مصداق نیافت و کانه منظور از ابناء و نساء و انفس همان اهل بیت رسول خدا (ص) بوده ، همچنانکه در بعضی روایات به این معنا تصریح شده ، بعد از آنکه رسول خدا (ص) نامبردگان را با خود آورد عرضه داشت : "بار الها اینانند اهل بیت من"، چون این عبارت می‌فهماند پروردگارا من بجز اینان کسی را نیافتم تا برای مباهله دعوت کنم ."


آیه یی سوره آل عمران:"فَمَنْ حَاجَّک فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءَک مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَکمْ وَ نِساءَنَا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنفُسنَا وَ أَنفُسکُمْ ثُمَّ نَبْتهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَت اللَّهِ عَلى الْکذِبِینَ"
به آنها (مسیحیان نجران) بگو: بیایید ما فرزندان خود را دعوت می‌کنیم شما هم فرزندان خود را، ما زنان خویش را دعوت می‌نماییم شما هم زنان خود را، ما از نفوس خود دعوت می‌کنیم شما نیز از نفوس خود را، آنگاه مباهله می‌کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار می‌دهیم." طباطبایی، محمد حسین، ترجمه تفسیر المیزان، ج ی ص ییی

آیه مباهله در قرآن کریم:

… به آنها (نصارای نجران) بگو: بیایید ما فرزندان خود را دعوت می کنیم شما هم فرزندان خود را، ما زنان خویش را دعوت می نماییم شما هم زنان خود را، ما از نفوس خود دعوت می کنیم شما نیز از نفوس خود، آنگاه مباهله می کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار می دهیم." آی
ه 61 آل عمران"

در آغاز طلوع اسلام، نجران تنها منطقه ‏مسیحى نشین حجاز بود که به عللى از بت پرستى دست کشیده، به‏ آئین مسیح گرویده بودند. رسول اکرم (ص) به موازات مکاتبه با سران ‏دولتهای جهان و مراکز مذهبى، به منظور دعوت نجرانیان به اسلام نیز، نامه اى به اسقف آن شهر نوشت. نمایندگان پیامبر وارد نجران شده و نامه پیامبر (ص) را به اسقف نجران دادند، که مضمون آن چنین است:

"به نام خداى ابراهیم و اسحاق و یعقوب; از محمد فرستاده خدا بسوى اسقف نجران. خداى ابراهیم و اسحاق و یعقوب را حمد و ستایش مى‏کنم و شما را از پرستش بندگان به پرستش خدا دعوت ‏مى‏نمایم. شما را دعوت مى‏کنم که از ولایت ‏بندگان خدا خارج شوید و در ولایت خداوند وارد آیید; و اگر دعوت مرا نپذیرفتید، باید به حکومت اسلامى مالیات و جزیه بپردازید در غیر این صورت، به‏ شما اعلام خطر خواهم کرد."

اسقف پس از قرائت نامه براى تصمیم ‏گیرى؛ شورایى مرکب از شخصیتهاى بارز مذهبى و غیر مذهبى تشکیل داد. یکى از افراد طرف مشورت ‏"شرجیل‏" بود که به عقل و درایت و کاردانى معروفیت داشت. وى‏ گفت: ما مکرر از پیشوایان مذهبى خود شنیده ‏ایم که روزى منصب ‏نبوت از نسل اسحاق به فرزندان اسماعیل انتقال خواهد یافت و هیچ بعید نیست محمد، که از اولاد اسماعیل است، همان پیغمبر موعود باشد. بعد از سخنان شرجیل، شورا نظر داد که گروهى به‏ عنوان هیئت نمایندگى نجران به مدینه برود تا از نزدیک با محمد (ص) تماس گرفته و دلایل نبوت او را مورد بررسى قرار دهد. بدین ترتیب، هیئتى مرکب از شصت نفر بسوى مدینه رهسپار شدند که در رأس آنها "ابوحارثه بن علقمه" حاکم نجران و دو پیشوای مذهبی دیگر به نامهای، عبدالمسیح و ایهم قرار داشت.

نجرانیان در حالی که لباس های فاخر بر تن داشتند وارد مدینه شدند و در مسجد به حضور پیغمبر اسلام (ص) آمدند. پیامبر با مشاهده هیئت آنان از ایشان روی برگرداند. چند روز به همین منوال گذشت تا آنکه نجرانیان متوجه شدند با سر و وضعی که آنان دارند امکان گفتگو با رسول خدا وجود ندارد، لذا با لباسی ساده خدمت پیامبر رسیدند. طی جلساتی که با پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم داشتند با آن حضرت به بحث و مناظره پرداختند و علیرغم دلائل قوی و محکمی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم ارائه می فرمود، آنها همچنان به حقانیت آئین و اعتقادات خود پافشاری می کردند. این امر سبب شد تا پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم بر اساس حکم پروردگار متعال، آنان را به مباهله دعوت نماید، که طرفین در پیشگاه خداوند لب به نفرین بگشایند و هر کدام که بر حق نیستند و دروغ مى گویند، به عذاب الهى گرفتار شوند. نصاری پذیرفتند و اجرای آن را به روز بعد موکول کردند.

بامداد روز بعد، اجتماعى عظیم از مردم مدینه در بیرون شهر دیده مى شد و گروهى بى شمار براى تماشاى مباهله گرد آمده بودند. در آن حال مشاهده کردند که پیغمبر اکرم (ص) در حالی که کودکی را در آغوش داشته و دست کودک دیگری را در دست دارد بهمراه بانو و مردی که پشت سر ایشان حرکت می کردند، از راه رسیدند و محلى را براى مباهله در نظر گرفتند.

مسیحیان که از دور ناظر ورود رسول اکرم (ص) بودند، بر خلاف انتظار خود دیدند که آن حضرت با جمعیت و ازدحام نیامده و فقط یک مرد و یک زن و دو پسر با خود آورده است .
پرسیدند که همراهان پیغمبر با او چه نسبتى دارند؟ گفته شد: که اینان محبوب ترین مردم نزد رسول اکرم هستند. یکى فاطمه دختر او و دیگرى على داماد و پسر عمش و آن دو پسر، فرزندان دختر او، حسن و حسین مى باشند. اسقف اعظم نصرانی که متحیر شده بود، خطاب به جمعیت نصاری گفت: بنگرید که محمد چگونه با اطمینان تمام و ایمان راسخ به میدان آمده و بهترین عزیزان خود را برای اجرای مباهله به همراه آورده است! به خدا سوگند اگر او را در این امر تردید و یا خوفی داشت، هرگز عزیزان خود را انتخاب نمی کرد. مردم، من در چهره آنان معنویت و روحانیتی می یابم که اگر از خدا درخواست کنند، کوه ها را از جای خود حرکت خواهند داد. پس از مباهله با آنان بر حذر باشید که عذاب و بلا دامن ما را خواهد گرفت. به دنبال آن، پیامى به رسول اکرم (ص) فرستادند که از مباهله درگذر و تو خودت در میان ما حکم باش و کار را با مصالحه خاتمه بده.

رسول اکرم (ص) با پیشنهاد آنها موافقت کرد و صلح نامه اى به خط امیرالمومنین على (ع) و تعیین جزیه سبک و آسانى که سالیانه بپردازند، تنظیم گردید و کار خاتمه یافت .

عائشه مى‏گوید: روز مباهله پیامبر اسلام چهارتن همراهان خود رازیر چادر مشکى رنگى، وارد کرد و این آیه را تلاوت نمود: (انمایرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا)زمخشرى‏پس از بیان نکات آیه مباهله در پایان بحث مى‏نویسد: سرگذشت‏مباهله و مفاد این آیه بزرگترین گواه بر فضیلت اصحاب کساء است‏و سندى زنده بر حقانیت آئین اسلام مى‏باشد.

داستان مباهله بزرگترین سند فضیلت‏براى اهل پیامبر است زیراالفاظ و مفردات آیه حاکى است که همراهان پیامبر در چه پایه‏اى‏از فضیلت قرار داشتند، زیرا پیامبر در این آیه، علاوه بر این که‏حسن و حسین علیهما السلام را فرزندان خود، و فاطمه(س)را یگانه‏زن منتسب به خاندان خویش مى‏خواند، از شخص على(ع)به عنوان‏"انفسنا" تعبیر مى‏کند و آن شخصیت عظیم جهان انسانى را به‏منزله جان پیامبر مى‏داند، فضیلتى بالاتر از این که یک شخص ازنظر معنویت و فضیلت‏به پایه‏اى برسد که خداوند بزرگ او را به‏منزله جان و روح پیامبر بخواند.

آیا این آیه گواه برترى امیرمومنان بر تمام مسلمانان جهان نیست؟

از روایاتى که از پیشوایان مذهبى ما وارد شده است، استفاده مى‏شود که موضوع مباهله اختصاص به پیامبر نداشته و هر فردمسلمانى در مسائل مذهبى مى‏تواند با مخالفان خود به مباهله‏برخیزد و شیوه مباهله و دعاى آن در کتابهاى حدیث وارد شده براى‏اطلاع بیشتر به کتاب "نورالثقلین‏" مراجعه بفرمائید.

در رساله حضرت استاد علامه طباطبائى(ره)چنین مى‏خوانیم:

"مباهله یکى از معجزات باقى اسلام است و هر فرد با ایمانى به‏پیروى از نخستین پیشواى اسلام، مى‏تواند در راه اثبات حقیقتى ازحقائق اسلام با مخالفان خود به مباهله بپردازد و از خداوند جهان‏درخواست کند که طرف مخالف، را کیفر بدهد و محکوم سازد .

در اینجا تذکر چند نکته‏ لازم است:

گذشته بر این که تمام مفسران و دانشمندان شیعه، موضوع مباهله‏را در کتابهاى خود آورده‏اند از میان علماء و دانشمندان اهل‏تسنن شصت نفر در کتابهاى خود پیرامون این سرگذشت‏سخنانى‏گفته‏اند و نکاتى یادآور شده‏اند که برخى را یادآور مى‏شویم:

1
 
 
برگرفته از سایت فطرت
ادامه نوشته

تناقض آشکار ، ترا به خدا توجه کنید

 


 


تصویری از دعا و استرحام برای ولیعهد به دیار باقی شتافته عربستان (4/7/1390)


هرکاری که ما انجام بدهیم بد است. اخ است. همه دعوایمان می کنن. اصلاً آدم اجیر می کنند که بکشنمان. نه این که آن کار بد باشدهااا نه به جان شما چون ما آدم های فلان فلان شده ای هستیم.


از خروس خوان تا بوق ... به ما گیر می دهند که شما کافرید. مشرکید. خونتان حلال است. می گوئیم چرا؟

می گویند چون سر قبر مرده دعا می کنید


 


اما حالا که ولیعهدشان مرده است بر سر قبرش نشسته اند دعا می کنند.


 


 ای خدا ما را از شر این جماعت و مبلغان  دوست‌داشتنی‌شان! در کشور نجات بده

 

 

منبعسايت فطرت


 


!خدا خوب می دونه امامت و ولایت رو تو کدوم خاندان قرار بده


وقتی پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله به خیبر رسیدند, پرچم را به دست ابوبکر دادند و او را همراه جمعی به سمت خیبر فرستادند. ولی او ایستادگی نکرد و فرار کرد. دفعه دوم رسول الله صلی الله علیه و اله عمر را به همراه جمعی به خیبر فرستادند ولی او نیز فرار کرد. (1)

 

پيغمبر اكرم - صلّى اللّه عليه وآله - فرمود:

فردا مردى را به سوى قلعه مى فرستم كه خدا و پيغمبر را دوست دارد، و خدا و پيغمبر هم او را دوست دارند و از جنگ روى برنمى تابد. و خداوند قلعه را به دست او بگشايد.

سربازان هر كدام اميد داشتند كه آن فاتح آن باشند. على - عليه السّلام - در آن روز مبتلا به دردِ چشم بود. پيغمبر اكرم - صلّى اللّه عليه وآله - به او فرمود: حركت كن .

على - عليه السّلام - گفت : يا رسول اللّه ! جايى را نمى بينم .

پيغمبر اكرم - صلّى اللّه عليه وآله - آب دهان مبارك خود را به چشم على - عليه السّلام - كشيد و پرچم اسلام را به دستش داد.

على - عليه السّلام - عرض كرد: يا رسول اللّه ! به چه چيز جنگ كنم !

فرمود: به اينكه بگويند
: اشهد ان لااله الاّ اللّه و اشهد انّ محمّداً رسول اللّه وقتى كه اين را گفتند، خون و مالشان از طرف من محترم است . مگر اينكه حق آن را ادا نكنند، حساب آنها هم با خداست . على - عليه السّلام - به ملاقات يهوديان خيبر رفت و فتح كرد. (2)

برگرفته از پایگاه اطلاع رسانی برائت


اسناد در ادامه ی مطلب

ادامه نوشته

حادثه ی مبارک

در سال ۹۵ در چنین روزی ظالم سفاک پلید حجاج بن یوسف ثقفی به هلاکت رسید . او در زمان ولید بن عبدالملک در شهر واسط با مرض آکله در شکمش به درک واصل شد. تعدادکشته شدگان به دست او را به جز جنگ ها صد و بیست هزار نفر نوشته اند عده ی زیادی از دوستان و شیعیان امیر المومنین (ع)را شهید کرد از جمله کمیل بن زیاد نخعی- قنبر غلام امیر المومنین(ع) عبد الرحمن بن ابی لیلی انصاری که آن قدر او را تازیانه زد که امیر المومنین را سب کند و او مناقب حضرت را می گفت تا حجاج دستور داد او راشهید کردند دست و پای یکی از یاران حضرت سجاد (ع) به نام یحیی بن ام طویل را برید تا شهید شد.

پس از مرگش قبر او را در شهر واسط مخفی کردند و آب بر روی آن رها کردند ولی در زمان سفاح قبر او را پیدا کردند آنچه مانده بود سوزاندند و بر باد دادند او بیست سال در عراق حکومت کرد و عمر نحسش ۵۳ سال بود.

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد وآخر تابع له علی ذلک.

وقايع امروز

امروز12 رمضان 1432 هجری قمری است

در این روز در سال اول هجرت رسول گرامی اسلام بین اصحاب خود عقد اخوت بست و امیرالمومنین را برادر خود گردانید