لا حول و لا قوة الا بالله

یکی از معلمینم می گفت : "دنیا به سمتی پیش میره که کسی که بخواد قوی باشه رو قوی می کنه سختی های ما هم بهونشه"
خوب که فکر کردم دیدم درسته- گاهی حس می کنیم اونچه پیش اومده خیلی سخته- که دیگه تحمل نداریم که اگر استجابت دعاهامون بازم به تاخیر بیفته تاب نمی یاریم
اگر روزگار باز هم نسازه کم میاریم
اما پاش که میفته- می بینیم نه تونستیم تحمل کنیم
سختی ای رو تحمل کردیم که فکرشم سخت بود-
این وسط ما آب دیده شدیم
اگر به چند ساله گذشته مون و مسائل جدید زندگی مون و فراز و نشیباش فکر کنیم خیلی هامون پخته تر شدیم و این خوبه
خدا هرچی پیش میاره خیره- عمل من و تو شاید غلط باشه
الحمدلله علی کل حال
درسته دنیا به سمتی پیش میره که کسی که بخواد قوی باشه رو قوی می کنه سختی های ما هم بهونشه

این مطلبو فقط کسی بخونه که احساس بدبختی می کنه...

اگه تو زندگیت واقعا احساس بدبختی می کنی

یه پیشنهاد برات دارم،

فقط قول بده انجامش بدی،

تا بقیشو بگم،

.

.

.

.

.

برو مفاتیح رو باز کن،

دعای جوشن صغیر رو بیار،

اگه حوصلشو نداری فقط معنیشو بخون،

اونوقت می فهمی چقدر باید شاکر خدا باشی ...

مَوْلاىَ وَسَيِّدى وَكَمْ مِنْ عَبْدٍ اَمْسى وَاَصْبَحَ فى مَضائِقِ الحُبُوسِ وَالسُّجُونِ وَكُرَبِها وَذُلِّها وَحَديدِها يَتَداوَلُهُ اَعْوانُها وَزَبانِيَتُها فَلا يَدْرى اَىُّ حالٍ يُفْعَلُ بِهِ وَاَىُّ مُثْلَةٍ يُمَثَّلُ بِهِ فَهُوَ فى ضُرٍّ مِنَ الْعَيْشِ وَضَنْكٍ مِنَ الْحَيوةِ يَنْظُرُ اِلى نَفْسِهِ حَسْرَةً لايَسْتَطيعُ لَها ضَرّاً وَلا نَفْعاً وَاَنَا خِلْوٌ مِنْ ذلِكَ كُلِّهِ بِجُودِكَ وَكَرَمِكَ فَلا اِلهَ إ لاّ اَنْتَ سُبْحانَكَ مِنْ مُقْتَدِرٍ لا يُغْلَبُ وَذى اَناةٍ لا يَعْجَلُ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاجْعَلْنى لَكَ مِنَ الْعابِدينَ ولِنَعْماَّئِكَ مِنَ الشّاكِرينَ وَلاِلاَّئِكَ مِنَ الذّ اكِرينَ وَارْحَمْنى بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ . 

خداى من و آقاى من،چه بسيار بنده‏اى كه به شامگاه و صبحگاه‏ درآمد درحالى‏كه در تنگناهاى زندانها و محبسها و با ناراحتى و خوارى و در غل و زنجير به سر مى‏برد،و زندانبانها و دژخيمان او را دست به دست ميگردانند. پس نمى‏داند با او چگونه رفتار خواهد شد،و چگونه اعضايش بريده خواهد گشت،پس او در زندگانى در بدحالى سخت است،و در نهايت تنگى و سختى است،با حسرت به خود مى‏نگرد،بر دفع زيان و جلب سودى توان ندارد،و من به جود و كرمت از همه اينها در امان هستم،پس معبودى جز تو نيست،پاكى تو كه تواناى شكست‏ناپذير،و بردبارى كه شتاب نورزى،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا از عبادت‏كنندگان خويش،و بر نعمتهايت‏ از شاكران و در برابر عطاهايت از ذاكران قرار بده و به حق مهرت بر من مهر آر اى مهربان‏ترين مهربانان،

برای ماء معینم-71

ماء معینم!

نمی دانم اسم حال و هوایم را چه بذارم- شاید فقط باید صبربخواهم

صبر

اما هنوز با این بادهای موسمی از سرما می لرزم

نمی دانم

به قول او

وظیفه ما دعاست و اعتماد و توکل

راست می گوید..


یاریم کنید

خدا یار و یاورتان

:(((

من بمیـــــــــــــــــــــــرم، شکسته دندانتـــــــــــــــــ ؟
                           صــــــــــــــــــــوت ِ قرآنی ات عوض شده استـــــــ !
                            توی ِ مقـ ـــتل، هـــــــ جـــــ ا، هـــــ جـــــ ا شده ای
                           و غـــــــــــزل خوانی ات عــوض شده استــــــــــــ !

ای نگهت خواستگه آفتاب

                                      بر من ظلمتکده یک شب بتاب

در مجلسی پس از آنکه دو منافق از نسب خود از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پرسیدند و خداوند آن منافقان را خار کرد.

امیرالمومنین علیه السلام برخاست و عرض کرد:یارسول الله نسب مرا بیان کن که من کیستم تا مردم نزدیکی مرا با تو بدانند

فرمود:ای علی من و تو از دو ستون نور که از زیر عرش معلق بودند خلق شدیم.آن دو نور مشغول تقدیس خداوند بودند دو هزار سال قبل از آنکه خداوند مخلوقات را خلق کند.

سپس خداوند از آن دوستون نور دو نطفه سفید در هم پیچیده خلق کرد. بعد آن دو نطفه را از صلبهای بزرگوار به رحم های پاکیزه و پاک منتقل کرد. سپس نصف آن را در صلب عبدالله و نصف دیگر را در صلب ابوطالب قرارد داد. پس جزئی منم و جزئی تو هستی. و این قول خداوند عزوجل است که می فرماید: 

" و هو الذی خلق من الماء بشرا فجعله نسبا و صهرا و کان ربک قدیرا" یعنی: "اوست که از آب بشری خلق کرد و آن را بصورت خویشاوندی و دامادی قرار داد و پروردگار تو قادر بود" سوره فرقان/54


اسرار آل محمد/سلیم بن قیس

قال رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم:

ان اليتيم اذا بكى اهتز له العرش...

الله الله فی الایتام...

عمه جان این سر منور را
کمکم می کنی که بردارم؟
شامیان، ای حرامیان دیدید؟!
راست گفتم که من پدر داردم
ای پدر جان عجب دلی دارم
ای پدر جان عجب سری داری
گیسویم را به پات می ریزم
تا ببینی چه دختری داری...




 هنوز فصلش نشده 

اما... عاشقی که فصل نمی شناسد!

گفتم کمی روضه بخوانم

چه کنم.. دل است دیگر...

برای ماء معینم-70

ماء معینم!

دیر به دیر می آیم. اما هروقت می ایم چیزی روی قلبم سنگینی کرده است.

این بار هم آمده ام از او سخن بگویم

اویی که می دانم تا مدتی این نوشته ها را نخواهد خواند. وقتی هم بخواند می پرسد از من:... درباره ی من بود؟

آری درباره ی تو است....



امروز حس کردم شاید برایش کم گذاشتم. این مدتی که هر دو گرفتار مشغله های گاه به گاهمان بودیم..

مجالی نبود برای بیشتر کنارش بودن

راستش را بخواهید، ملاحظه خودش هم هست. که سعی می کنم کمتر با او سخن بگویم. که مبادا مثل گذشته شود و او از تکرار مکررات آزار ببیند.

برای من هم سخت بود. کمتر سراغش آمدن سخت بود خیلی سخت!

ولی خب... عذاب وجدان اذیت شدنش از شیرینی لحظات می کاهد..

و من که خودم را سرزش می کردم که آنطور که باید و شاید بر سر عهد و پیمان نبودم..


مدتی است کمتر حرف می زنم..

و بدتر 

بدتر

مدتی است کمتر حرف می زند...

بهتر بگویم انگار مدتی است حرف هم نمی زند

می ترسم از سکوتش- برای خودم نه!!

برای خودش. این سکوت و این نبودنش

و این حال گاه به گاهش..

این خلوتش با خودش..

نگران می شوم

و هنوز

باخودم فکر می کنم

شاید نباید حرف هایش را گوش می کردم و کمتر از قبل کنارش می بودم..

نمی دانم...


اما شما

پدر مهربان هر دوی ما

می دانید که چقدر به او فکر می کنم و چقدر برایم تحمل ناراحتی هایش سخت است

کسی که حس می کردم انگار خود من است که روبه رویم ایستاده!

حالا هم 

جایگاهش برایم چون همیشه بلند است..


یاریش کنید آقای ما

و دعاهایم در حقش را استجابت نمایید


که من مثل او ندارم....


التماس دعا

یاعلی

سهم ابوالفضل ع

امشب مداح روضه حضرت ابوالفضل خوند- خودش می گفت نمی دونم چی شد روضه کشیده شد به قمر بنی هاشم
حکایتی تعریف کرد که هنوز تو فکرشم..

یکی از ثروتمندان یزد حاجی خیری بوده- هرکی هرگفتاری ای داشته میومده سراغ این آقا که مثلا حاج آقا برای فلانی میخوایم جهاز بخیرم. حاجی چک میکشید که بیا این سهم ابوالفضل
میگفته فلانی مریض داره و پول نداره چک می کشید که این سهم ابوالفضل
می خوایم هیئت بگیرم و شام و نهار بدیم دستمون تنگه بازم چک میکشه که این سهم ابوالفضل

بعد دختر بچه ی همین حاج آقا از دو پا فلج می شه- دکتری تو داخل و خارج از کشور نبوده که نرن ولی همه جواب می کنن
خانومش یه شب می گه حاجی این همه برا حضرت ابوالفضل خرج کردی ولی بچه خودمون...

خیلی ناراحت می شه حاجی. میزنه از خونه بیرون و ناراحت بوده تا اینکه خانومش زنگ میزنه و با گریه می گه خودتو برسون خونه.
میرسه خونه در میزنه میبینه دخترش اومد در رو باز کرد.همه اهل خونه گریه می کردن. میپرسه چی شده؟ میگن از خودش بپرس
دختر تعریف می کنه تو اتاق رو صندلی چرخ دار نشسته بودم که ی آقایی اومد گفت بلند شد. گفتم آقا جان نمی تونم. آقا گفت بلند شو تو شفا گرفتی. پاشدم ایستادم. اون آقا گفت به پدرت بگو اینم سهم ابوالفضل


- خانوما- آقایون. اهل بیت زیر دین کسی نمی مونن. به والله نمی مونن.
کم نذاریم براشون....

آی امون از دل زینب....

میون همه دل ها

                          امون از دل زینب

                                                                                                   آی امون از دل زینب

                                                                                                   آی امون از دل زینب

                                                                                                   .....

رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم:
ای علی، تو از من و من از توام. گوشت تو با گوشت من و خون تو با خون من مخلوط شده است.
تو سبب بین خدا و خلق او بعد از من هستی. هرکس ولایت تو را انکار کند رابطه ای که بین او و خداوند است قطع می شود و به درجات پایین می رود.
ای علی، شناخته نشد خداوند جز با من و سپس به وسیله ی تو. هرکس ولایت تو را انکار کند ربوبیت پروردگار را انکار کرده است.

اسرار آل محمد/سلیم بن قیس هلالی

یا امیرالمومنین

از لطف و دستگیری تو حرف می زنم

از شیوهٔ‌ امیری تو حرف می زنم

 

از وصله وصله هاي رداي خلافتت

مولا ز بي نظيري تو حرف می زنم

 

از سفره های نیمه شبت در خرابه ها

از کهکشان شیری تو حرف می زنم

 

بر شانهٔ‌ تو جای یتیمان کوفه بود

از اوج سر به زیری تو حرف می زنم

 

از چاه اشک و آه فراق و حکايتِ

شبهاي گوشه گيري تو حرف مي زنم

 

از بیست سال خانه نشینی و بی کسی

از غربت غدیری تو حرف می زنم

 

ديگر نفس به سينهٔ‌ من حبس مي شود

وقتی که از اسیری تو حرف می زنم

 

داغ تو بیشتر به دلم چنگ می زند

هر چه که از دلیری تو حرف می زنم

 

از کوچه ها و روضهٔ‌ يار جوان تو

از ماجراي پیری تو حرف می زنم

 

دستان حيدري تو را صبر بسته بود

آنروز اگر که پهلوي مادر شکسته بود

 

یوسف رحیمی

ختم دعاها

به نبینا و آله رحم الله من یقرا الفاتحة مع الصلوات

بعضی دعاهای امشب..


خدایا ما را مهدوی بگردان

غیبت را برای ما عین مشاهده قرار بده

به ما ایمان و اخلاص بده

به ما ورع و تقوا عنایت کن

حال دعا

حال توبه به ما بده

ما رو به درد بخور امام زمانمون قرار بده

بغض ما رو نسبت به گناه زیاد کن

بغض و دشمنی ما رو نسبت به دشمن اهل بیت زیاد کن

در نسل ما دوست دار دشمنان اهل بیت قرار نده

ما رو با ایمان از دنیا ببر

دوستی دوستانت رو تو قلبمون بیشتر بگردان

سلامتی و عافیت عنایت کن

به ما فرزندانی صالح و سالم عطا کن

بین ما و گناه جدایی بینداز

بین ما و اونچه می پسندی جدایی مینداز

عاقبت ما را ختم به خیر بگردان

ما را نیامرزیده از این دنیا مبر




                دوستان اگر دعای خوبی دارند بفرمایند که استفاده کنیم انشاالله

روضه می خواهد دلم

و ابوحمزه

و یک دل سیر اشک

آری...من همانم که *"وسلاحه البکاء"*

ما از روزه و ماه رمضون هیچی نفهمیدیم...

تو تلویزیون با افراد مصاحبه می کرد، که اگر سوالی درباره ماه رمضون دارید، بگید، تا از کارشناس برناممون بپرسیم.

همه سوالشون همین بود: چیکار کنیم وقتی روزه می گیریم، تشنمون نشه؟

کارشناس برنامه میومد و میگفت که فلان چیزو برا سحر بخورید، فلان چیزو برا افطار بخورید، اینارم نخورید که تشنتون می کنه.

حالا واقعا آدم بیاد کلاهشو قاضی کنه ببینه اصن روزه برا چیه؟ائمه ما چی فرمودن؟از ما چی خواستن؟

قال الصادق علیه السلام:

انما فرض الله الصیام لیستوى به الغنى و الفقیر.

خداوند روزه را واجب کرده تا بدین وسیله دارا و ندار (غنى و فقیر) مساوى گردند.1

 

قال الرضا علیه السلام:

انما امروا بالصوم لکى یعرفوا الم الجوع و العطش فیستدلوا على فقر الاخر.

مردم به انجام روزه امر شده‏اند تا درد گرسنگى و تشنگى را بفهمند و به واسطه آن فقر و بیچارگى آخرت را بیابند.2

 

یعنی اینکه آقا اگه تشنگی و گشنگی بهت عارض شد یاد قیامت بیفت، یاد فقیرا بیفت، بابا یه فکری به حال آخرتت بکن دیگه.

حالا وصف حال ما تو ماه رمضون :

کلا روزا می خوابیم، شبا بیدار می مونیم، که خوب بتونیم از وقت خوردن استفاده کنیم.

مبادا تو طول روز تشنمون شه.

مبادا  بهمون فشار بیاد.

گفتن که خواب روزه دار عبادته، اما دیگه یه جاهایی آدم خودش باید از خودش خجالت بکشه.

آخه دیگه این چه جور روزه ای هستش که آدم توش گشنگی و تشنگیم نکشه،

هیچی آقا

اصن به دل نگیر برا خودم داشتم میگفتم

 فقط می خواستم بگم ما از روزه و ماه رمضون هیچی نفهمیدیم...

ادامه نوشته

قانون لاتی و لوتی (( اگر می خواهید لات شوید))

تا الا دستتون تو کاسه ی لات و لوتی ها رفته یا نه !                                                                                                                                                                                                          جاتون خالی مدتی پیش زندان نایب الزیاره دوستان (خدا قسمت همه آرزو مندان کند) برای مشاوره می رفتم یکی از برو بچ لاتی با صورت خط خطی امد پیش من وگفت :

(( حاج اقا خیلی باحالی برای همین می خوام یک درس زندگی بهت یاد بدهم))

من هم ظاهرا از خشوع باطنا از ترس گفتم :

(( بفرمایید!))

گفت : (( حاجی جون من لات هستم. خیلی کارد زدم خیلی کارد خوردم ! خوب گوش کن تا روش دعوا را بهت یاد بدم جای گیر افتادی کم نیاری !

ما لات‌ها می‌گیم با کسی باید درافتاد که هم اندازه و هم قد خودت باشد))

گفتم: (( یعنی چی؟))

گفت : (( یعنی یا بتوانی او را کتک بزنی و یا اینکه بتوانی کتک بخوری و نمیریو یا اینکه بتوانی از دسش فرار کنی.))

من پیش خودم گفت : (( بابا ای ول عجب حرف حسابی زدی))

رفقا ! راستش را بخواهید خدا هم قد و اندازه ما نیست و اگر با او درافتادیم حتماً کم می‌آوریم نمی توانیم بزنیم ، نع می توانیم بخوریم و نمیریم و نه راه فراری خواهیم داشت(( لایمکن الفرار من حکومتک)) سبک خدا اینجوری است صبر صبر صبر... عجب صبری خدا دارد اما بی حیایی ما انقدر زیاد شودغضبش شامل حال ما شود کاری می‎کند که مرغان آسمان برای ما گریه می‌کنند.

 

قانون بازاری

البته بازاری‎ها نیز حرف زیبایی می‎زنند. می‎گویند با کسی معامله کن که اگر صد تومن دادی، دویست تومان سود کنید. اگر به خدا صد تومان بدهید، صد میلیون سود خواهید کرد. معامله با خدا و فدا کردن بعضی از باورها و خواسته های خود یعنی سود میلیاردی





برگرفته از وبلاگ خاطرات یک حاج آقا

سوره یوسف

روزی حسینی و حسنی دارم و بس

در مملکت ری وطنی دارم و بس

عشاق ره عشق سبک بال ترند

من نیز فقط پیرهنی دارم و بس

دوری مسافت نشود مانع من

تا شوق اویس قرنی دارم و بس

حالا که حرم نیست مرا شمع کنید

امشب هوس سوختنی دارم و بس

دنیا تو اگر یوسف کنعان داری

من نیز امام حسنی دارم و بس


تا لطف حسن هست، خریداری هست

تا زلف حسن هست، گرفتاری هست


باید سر ما را به طنابی بزنند

در مقدم خورشید جنابی بزنند

عشاق نشستند سر راه کسی 

تا دست به حسن انتخابی بزنند

باید که به جای چلچراغ و گنبد

بالای بقیع، آفتابی بزنند

حالا که در رحمت زهرا باز است

زشت است اگر حرف عذابی بزنند


تو یوسف کنعان بهشتی آقا

آقای جوانان بهشتی آقا


ما از قبل تو لقمه نانی داریم

مثل سگ کهف استخوانی داریم

هرجا کرم است سائلی در کار است

ما با تو همیشه داستانی داریم

تو واسطه می شوی که هنگام دعا

این گونه خدای مهربانی داریم

اصلا چه نیاز لیلة القدری هست

تا نیمه ماه رمضانی داریم


الطاف کریم تو تماشا دارد

لا حول و لا قوة الا... دارد


مائیم و تقاضای نظر داشتنت

یک شب ز محله ام گذر داشتنت

ای یوسف ما به ازدحام عادت کن

ماییم و توئی و درد سر داشتنت

تو صبر و سکوت کرده ابراهیمی

قربان تو و چنین تبر داشتنت

تو بانی کربلا شدی و حتی

روزی حسین شد پسر داشتنت

مبهوت شدند لشگریان جمل

از یک تنه این همه پسر داشتنت


ای خشم خدا، عزوجل ادرکنی

ای حیدر کرار جمل ادرکنی


تو میوه هرسال خودت می گشتی

پرواز پر و بال خودت می گشتی

هروقت مقابل علی می رفتی

آینه ی اجلال خودت می گشتی

حیف است برای مردمی آقا جان

جا داشت فقط مال خودت می گشتی

بهتر که همان پیش خدا می ماندی

با مردم امثال خودت می گشتی

گفتند: تو گوشواره ی زهرایی

در کوچه به دنبال خودت می گشتی


هیهات از آن دست بدی که، بد زد

دستی که میان کوچه تا آمد، زد


علی اکبر لطیفیان

سلام بر خدیجه علیهاالسلام

رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:

 «پیشتاز زنان جهان در ایمان به خدا و محمد صلی الله علیه و آله ، خدیجه علیهاالسلام است»


 «برترین بانوان بهشت عبارتند از: مریم دختر عمران، آسیه دختر مُزاحِم، خدیجه دختر خَوَیْلِد و فاطمه دختر محمد صلی الله علیه و آله ».


در شب معراج، هنگام بازگشت به جبرئیل گفتم: آیا حاجتی داری؟ گفت: «حاجت من این است که سلام خدا و سلام مرا به خدیجه علیهاالسلام برسانی».


حضرت خدیجه سلام الله علیها   در یکی از اشعار خود در شأن رسول اکرم صلی الله علیه و آله چنین گفته است: «اگر من روز را در میان همه نعمت ها به شب رسانم و دنیا و سلطنت شاهان بزرگ ایران و کسری ها همیشه برای من باشد، اگر دیدگانم به تماشای چشمان تو نپردازند، تمامشان برای من به اندازه بال پشه ای ارزش ندارد».

http://www.shia-news.com/

برترین روزه

قال امیرالمومنین علیه السلام:

صوم القلب خیر من صیام اللسان و صوم اللسان خیر من صیام البطن.

امیرالمومنین علیه السلام فرمود:

روزه قلب بهتر از روزه زبان است و روزه زبان بهتر از روزه شکم است.

غرر الحکم، ج 1، ص 417، ح 80

بخشی از توقیع امام عصر(عج) به شیخ مفید

ما اگر چه بر طبق آنچه خداوند براى ما و شیعیان‌مان مصلحت دانسته 

تا مادامى که دولت دنیا در دست فاسقان است جایمان از جاى ستمگران دور است،

 ولى با این حال به احوال شما آگاهیم

 چیزى از اخبار شما بر ما پوشیده نیست 

و ما از پیشامد ناگوارى که براى شما اتفاق افتاده آگاه هستیم

 و این پیشامد بدان سبب شد که

 بسیارى از شما به سوى آنچه پیشینیان صالح از آن روگردان بودند متمایل گشته 

و بدان عهدى که از ایشان گرفته شده بود پشت پا زدند، 

گویا اینان نمى ‏دانند که ما در فکر شما هستیم 

و از یاد شما بیرون نرفته ‏ایم 

وگرنه بلاى سختى به شما مى‏ رسید 

و دشمنان، شما را مستاصل مى‏ کردند.


http://www.fetrat.ir/WFM_Leader.aspx?FLD_ID=148

داش مشتی ها

در صفحه 326 کتاب رجال کشّی که از مهم‌ترین منابع رجالی ماست، آمده که :
المُفضّل یجالس الشّتار و اصحابَ الحَمام.

أنّ عدّتاً مِن اهل الکوفة کَتَبوا إلی الصّادق علیه السلام فقالوا انّ

عده‌ای نامه نوشتند به امام صادق(ع) و گفتند که مفضل با لات و لوت‌ها و
کفتربازها می‌چرخد.
شما نامه‌ای به مفضل بنویس تا خودش را جمع و جور کند.
بالاخره برای تیپ علما و اصحاب شما این جریان خوب نیست.

حضرت نامه نوشتند و سرش را هم مهر و موم کردند و گفتند این را به دست مفضل
برسانید.
امام نامه را به دست یک سری از بزرگان اصحاب دادند تا به مفضل برسانند.
آنها می‌روند کوفه نامه را می‌دهند به مفضل.
او نیز نامه امام را باز می‌کند و جلوی بقیه شروع می‌کند به خواندن.

امام فرموده بودند بسم الله الرّحمن الرّحیم، این لیست خرید من است. بخر و
بیاور.
اینها تعجب می‌کنند که این چه نامه‌ایست. صورت مسئله چه بود و این نامه چیست.
نامه را می‌چرخانند

دارَ الکتاب إلی الکُل.
همه می‌بینند که لیست خرید است.
و لم یذکُر قلیلاً و لاکثیراً بِما قالوا فیه.
امام چیزی از بحثی که مفضل با کفتربازها می‌چرخد نیاورده است.
مفضل به این‌ها می‌گوید به هر حال امام لیست خرید داده چه کار می‌کنید؟(کمک می
کنید تا تهیه کنیم؟)

می‌گویند که خوب این پول زیادی می‌خواهد.
هذا مالُ العَظیم حتی ننظر و نجمع و نَحمِل الیک و لم نُدرک الا نراک بعد
نَنظُر فی ذلک.
خلاصه‌ اینکه ما اول باید برویم یک سری کمیسیون‌های اقتصادی تشکیل دهیم و مطلب
را بررسی کنیم.

جلساتی با هم می‌گذاریم و نتیجه جلسات را به تو می‌گوییم.
بعداً بررسی می‌کنیم که این صورت خرید امام را چه طور بخریم.
می‌گویند می‌رویم مدینه یک سری جلساتی می‌گذاریم و می‌آییم. این را می‌گویند و
می‌روند.
و أرادوا الانصراف
همین که می‌خواهند بروند مفضل می‌گوید : نه! ناهار را باشید و بعد بروید.
فَحَبسهم لغذائِه و وجّه المفضل الی اصحابه الذین سَعَوا بهم.
بعد مفضل می‌رود همان قومی که به آنها سعایت شد،
همان کفتربازها را می‌آورد،

فجائوا فقرأ علیهم کتابَ ابی‌عبدالله علیه السلام.
برای آنها نامه امام را می‌خواند و می‌گوید امام نامه نوشته است
این نامه امامتان است، چه کار می‌کنید؟
می‌روند و هنوز غذای آن مهمان‌ها تمام نشده برمی‌گردند و پول‌ها را جلوی مفضل
و این‌ها می‌ریزند.
قبلَ أن یَفرُقَ هولاءِ من الغذات. فقال لهم المفضل تأمرونی ان اطرُدَ هولاء
مِن عندی؟

مفضل می گوید :
شما می‌گویید من اینها را از دور خودم برانم!!!؟
تَظُنون ان الله تعالی یحتاج الی صلاتِکم و صومِکم.
گمانتان بر این است که خدا محتاج نماز و روزه شماست؟
کار امام را راه بیندازید