اما...
هیهات زنگ قافله را..
آیا علت واقعی صدور خطبه غدیر چیز دیگری نبود ؟
|
علت اصلی خطبه غدیر آن بود که چون عده ای از مردم علیه علی (ع ) به پیامبر شکایت کرده بودند ! لذا پیامبر مردم را جهت رفع کدورت , در غدیر خم گردآورد ودر باره فضایل ومناقب او سخن گفت و به مردم گفت تا او را دوست داشته باشند در این باره چه می گویید ؟ پاسخ 1: شاید امر بر آقایان مشتبه گردیده است, زیرا دو جریان از دو سریه ( اعزام نیرو ) مخلوط گردیده و قضیه فرضی ساخته شده است واقع قضیه به به نقل تاریخ شرح زیر است : - پیامبر(ص) , حضرت را دوبار به ماموریت یمن فرستاد ود ر باز گشت از سفر اول به مدینه آمد وخدمت پیامبر(ص) رسید و کسانی ( برخی از سپاهیان حضرت )که در این سفر از امیر المؤمنین علی (ع) از عدالت تقوای آن حضرت ناراضی بودند( البته از قبل نیز از حضرت دل خوشی نداشتند ) به پیامبر شکایت آن حضرت را کردند(1). در این شکایت خالد ابن ولید نیز که فرمانده تحت امر حضرت علی (ع ) بود نیز به دلیل کنینه ای که از آن حضرت در دل داشت(2) نیز به پیامبر شکایت کرد . تا امام را از چشم پیامبر بیندازد .
سایت فطرت |
پیمان
یا رسول الله!
نبایعک بقلوبنا و انفسنا و ایدینا
و لا نرجع عن العهد
و لا ننقض المیثاق
کشتی نجات
داستان حضرت نوح(ع) را شنیده اید؟ او نهصد و پنجاه سال قومش را به پرستش خدای یگانه و پیروی از دستورات او دعوت کرد، سرانجام مهلت آنان به سر رسید. آب از زمین و آسمان جوشیدن گرفت. هیچ کس حتی حیوانات نیز از این بلا در امان نماندند، به جز آنان که با نوح علیه السلام سوار بر کشتی شدند.
اکنون به این گفتار پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله وسلم بیندیشید:
"الا ان مثل اهل بیتی فیکم مثل سفینه نوح من رکبها نجی و من تخلف عنها غرق" (صحیح ترمذی/ج2/ص1308)
یعنی: آگاه باشید! مثل "اهل بیت" من در میان شما، مثل کشتی نوح است. هرکه برآن سوار شد نجات یافت و هرکه از آن روی گرداند، به هلاکت رسید.
داستان "باب حطه" را برایتان خوانده اند؟
" و انما مثل اهل بیتی فیکم باب حطه فی بنی اسرائیل من دخله غفرله" (المجمع الزوائد هیثمی/ج9/ص168.الصوائق الحرقه/ابن حجر/ص445)
"باب حطه" دری بود در قسمت ورودی شهری که "بنی اسرائیل" می خواستند وارد آن شوند.خداوند، امت بنی اسرائیل را به وسیله ی آن در ،مورد رحمت و آزمایش خود قرار داد.
آن ها باید درحال سجده وخضوع، تنها از همان در، داخل شهر می شدند تا پروردگار از گناهشان در گذرد.
رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم برای روشن نمودن جایگاه ویژه ی اهل بیت علیهم السلام ، از "باب حطه" در قوم بنی اسرائیل یادکرده، فرمودند:
"مثل خاندان من در میان شما، مثل باب حطه در بنی اسرائیل است که هرکس از آن در، با حالت خضوع وارد شد، مورد آمرزش پروردگار قرار گرفت."
جان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
فرستاده ی رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم، دعوت آن حضرت را به "مسیحیان نجران" رسانید. پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم آنان را به اسلام فراخوانده بودند. 
چندی بعد گروهی از اهالی نجران، به همراه بزرگانشان
به قصد دیدار و گفتگو با آن حضرت، راهی مدینه شدند...
آن ها با سروصدا و نواختن ناقوس به مسجد آمده،
مشغول نماز شدند.
برخی از مسلمانان لب به اعتراض گشوده، به پیامبر
صلی الله علیه و آله وسلم گفتند:"آیا همه ی این کارها در مسجد شما انجام می شود؟!“
حضرت فرمودند:" آن ها را به حال خود واگذارید! "
پس از پایان نماز، مسیحیان نجران نزد پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم آمده، پرسیدند: " مردم را به چه چیز دعوت می کنی ؟ "
حضرت فرمودند: " شهادت به یگانگی خدا و این که من فرستاده ی او هستم و" عیسی " بنده و آفریده خداست، می خورد و می آشامد..."
آن ها پرسیدند: " پس پدر او کیست؟ "
در این هنگام پیک وحی بر پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم نازل شد:
"به آن ها بگو: شما در مورد "آدم " چه می گویید؟ مگر بنده ای آفریده نبود که می خورد و می آشامید و ازدواج کرد؟ "
رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم این سوال را از آن ها پرسیدند. آن ها پاسخ مثبت دادند.
پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم پرسیدند " پدر او کیست؟ "
آن ها از پاسخ درمانده شدند، با این حال حاضر به پذیرش سخنان پیامبر نشده به مجادله پرداختند.
خدای متعال به رسولش فرمان " مباهله " داد. با این کار لعنت خدا، بر دروغ گویان قرار می گرفت و مسیحیان، این کار را منصفانه دانستند...
صبح روز بعد، رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم در حالی که با دستی، دست کوچک " امام حسن" علیه السلام را گرفته و با دست دیگر " امام حسین" علیه السلام را در بقل گرفته بودند، به همراه " حضرت فاطمه " و امیرمومنان علیهما السلام راهی جایگاه مباهله شدند.پیامبراکرم صلی الله علیه وآله و سلم بنابر آیه ی:
" فمن حاجک فیه ما بعد ما جاءک من العلم فقل تعالوا ندع ابنائنا و ابنائکم و نسائنا و نسائکم و انفسنا و انفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنه الله علی الکاذبین" ( آل عمران/61 )
" چنان چه بعد از دانشی که (درباره ی عیسی علیه السلام ) به تو رسیده است، کسانی با تو به ستیزه برخاستند (به آن ها ) بگو: بیایید ما فرزندان خود را، شما هم فرزندان خود را ، ما زنان خود را، شما هم زنان خود را، ما جان های خود را و شما هم جان های خود را دعوت کنیم؛ آن گاه مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم."
( بسیاری از مفسران اهل تسنن از جمله " زمخشری " در " کشاف "، " پنج تن " را شان نزول آیه ذکر کرده اند.)
چون نجرانیان در مورد آن چهره های درخشان پرسیدند، پاسخ شندیدند:
" این مرد پسرعموی او، علی بن ابی طالب علیه السلام است که داماد...و محبوب ترین خلق نزد اوست. آن دو کودک، فرزندان دخترش...هستند که آنان نیز دوست داشتنی ترین افراد نزد پیامبرند و آن بانو، فاطمه علیهاالسلام، عزیزترین مردم و نزدیک ترین آن ها به قلب اوست. "
بزرگ نجرانیان گفت: " چهره هایی را مشاهده می کنم که اگر خدا را بخوانند، کوه ها را جابه جا خواهد کرد.از مباهله با آنان صرف نظر کنید! "
پس از آن به رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم گفتند:
" رضایت می دهیم. از مباهله درگذر! "
آن حضرت با آن ها مصالحه نمود و آنان پذیرای پرداخت جزیه شده، بازگشتند.
آن روز خدای متعال، علی علیه السلام را نفس پیامبرصلی الله علیه وآله و سلم معرفی فرمود.
پیامبراکرم صلی الله علیه وآله و سلم، ارجمندترین و گرامی ترین مخلوقاتند؛ و روشن است کسی نمی تواند از نفس پیامبرصلی الله علیه وآله و سلم، برتر باشد.
آیا چنین کسی به امامت و ولایت، سزاوارتر از دیگران نیست؟! (برگرفته از کشف الیقین/ علامه حلی )
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
برگرفته از کتاب دیده و دلم فدای تو باد/ حورا طباطبایی قمی
حیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدر
ما را سری با حیدر است
گر سر رود هم آن سر است
والله گدایی درش
از پادشاهی خوش تر است
فاش این چنین فریاد ماست
دل ملک و سلطان حیدر است
حب علی ایمان ماست
نامش به جنت سر در است
ما بلبل و گل مرتضی ست
کز هر گلی خوش بو تر است..
ابلاغ خواهم کرد
پیامبر گرانقدر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم می فرمایند:
" نضرالله عبدا سمع مقالتی فوعاها و بلغها من لم یسمع ها،
فرب حامل فقه غیر فقه، و رب حامل فقه إلی من هو أفقه منه."
"خداوند خرم و شادمان بدارد بنده ای را که گفتار مرا بشنود،
و آن را به دل پذیرا شده و درک و حفظ کند. سپس آن را به کسانی که نشنیده اند برساند!" *1
پیامبر اکرم صلی الله می فرمایند:
" یبلغ الشاهد الغائب..."
" باید آن کسانی که حاضرند، به آنان که حضور ندارند، برسانند.."*2
یا رسول الله
درود خداوند بر شما باد
هر چند خود در غدیر نبودیم اما احیاگر گفتارتان هستیم
و همانگونه که پدران و بزرگانمان سینه به سینه برایمان بازگو کرده اند
ما نیز به فرزندانمان و دیگران خواهیم رساند...
الحمد الله الذی جعلنا من المتسکین بولایة مولانا امیرالمومنین
علی بن ابی طالب و الائمة المعصومین
علیه و علیهم السلام
برگرفته از کتاب دیده و دلم فدای تو باد/ حورا طباطبایی قمی/ با اندکی تصرف
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1* (نقش ائمه در احیای دین/ ج1/ ص131/ ح1/ به نقل از ابو داود/ ج3/ ص322/ ح 3660 و ابن ماجه/ ج1/ ص84 تا86/ ح 230و231و 232و 236)
2*
(نقش ائمه در احیای دین/ ج1/ ص132/ ح 2 به نقل از صحیح بخاری/ ج1/ ص24)
!!!
فقط گفت دوستت دارم ! ؟
یادش بخیر تابستون یکی از دوستان صمیمیم از تهران با خانوادش اومده بودن مشهد چند روزی خونمون موندنو کارایی که مشهد داشتنو انجام دادن و بعد از چند روز تصمیم گرفتن برگردن شهرشون و
حدودا ساعت 11 صبح بود که زدن به جاده و رفتن.
بعد از یک ساعت بهش زنگ زدم گفتم کجایی گفت حدودا 50 کیلومتر از شهر خارج شدم و دارم میرم به طرف تهران و ان شاالله فردا به تهران می رسیم منم بهش گفتم همین الان برگرد که کار مهمی باهات دارم.
گفت چه کار مهمیه مگه؟ گفتم خیلی مهمه تو فقط برگرد تا بهت بگم،
گفت خب تلفنی بگو اخه هوا خیلی گرمه و حوصله برگشتن ندارم در
ضمن تهران کارای مهمی دارم که باید بهشون فردا رسیدگی کنم.
منم گفتم نه نمیشه همین الان برگرد گفت خب بعدا بگو منم پامو کرده بودم توی یه کفشو می گفتم نه نمیشه باید برگردی اون بی چاره هم توی اون هوای گرم با ماشین بدون کولرو مدل پایینش دوباره برگشت و اومد
خونمون وقتی منو دید خیلی مشتاق بود که این کار بزرگ بهش بگم و منم با همه وجودم بهش گفتم دوستت دارم.
ولی نمی دونم چرا مثل دیوونه ها نیگام کرد و با نهایت عصبانیت بهم گفت: همین؟ منم گفتم: اره! گفت: تو که قبلا هم بهم اینو گفته بودی؟
گفتم خب الان رسمی تر گفتم دیگه!
خیلی ناراحت شد که این همه راه کشوندمش تا فقط بهش بگم دوست دارم. خانوادش که می خواستن منو خفه کنن ولی باور کنید دوست داشتم جلوی همه بهش بگم دوست دارم.
واسه هرکسی این جریانو تعریف کردم بهم گفت: کارت اشتباه و از عقل به دور بوده نظر شما چیه؟
اره اگه حقیقت و بخواید هیچ عقل سالمی اینو قبول نمی کنه که من این دوستم و خانوادشو توی این گرما اذیت کنم تا فقط بهش بگم دوست دارم
پس چطور حرف اهل سنت و باور کنیم که می گن پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در غدیر خم 120 هزار نفر و توی صحرا و زیر نور افتاب سه روز نگه داشت
و اخرش به حضرت علی علیه السلام فرمود: علی جان من تو رو دوست دارم؟؟؟؟؟؟؟
و علی أبن أبی طالب دوست من است !!!!!
من که عقلم قبول نمی کنه
.
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمومنین و الائمة المعصومین علیهم السلام
منبع سایت فطرت
جرعه ای از زلال غدیر
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایةمولانا امیرالمومنین
علی بن ابی طالب والائمة المعصومین
علیه و علیهم السلام
غدیر جایگاه انتصاب امام
توقف پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم همهمه ای در میان کاروانیان برپا ساخته است؛ هیاهویی که با شیهه ی اسب ها و زنگ شتران قوافل آمیخته است.
سرها از هرسو کشیده و جملاتی بین افراد رد و بدل می شود:
- چه اتفاق افتاده است؟
- این جا؟ این جا که جای فرود آمدن نیست!
- در این جا چه می خواهند بکنند؟ برای چه توقف کرده اند؟
- این جا" غدیر خم" است محلی که از پیش در مکه برای اجتماع مسلمانان در کنارپیامبر صلی الله علیه وآله وسلم تعیین شده بود و همه باید در آن جا حاضر می شدند.
از جمعیتی که با پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم همراه اند، جلو دارانشان مسافتی از صحرای جحفه را پیموده اند و عده ای نیز هنوز به نقطه ی توقف او نرسیده اند. به فرمان پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم، آنان را که جلو رفته اند باز می گردانند و آنان را که از عقب می رسند نگاه می دارند. محل اجتماع، نزدیک برکه (غدیر) معین می گردد. این آبگیر معروف - که اطراف آن را چند درخت تنومند پرسایه احاطه کرده است- مسافران خسته و گرما زده را به سایه های اطراف خویش فرا می خواند که هنوز مقداری از لطافت نسیم صبحگاهی را در خود نگاه داشته است. عده ای مامور می شوند که زیر درختان را از خار و خاشاک پاک کنند تا ابتدا نماز ظهر- که هنگام آن فرا رسیده است- در آنجا برگزار شود.
ادامه دارد...
برگرفته از کتاب جرعه ای از زلال غدیر/ حسن تاجری
جرعه ای از زلال غدیر
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایةمولانا امیرالمومنین
علی بن ابی طالب والائمة المعصومین
علیه و علیهم السلام
پهنه ی غدیر، چشم انتظار وحی
این شخص، پیامبر رحمت، نبی گرامی اسلام است که غرق در افکار عالی و عمیق خود- در حالی که بر شتری سوار است- در زیر آفتاب گرم صحرای جحفه راه می سپارد.
آفتاب سوزان روز هجدهم ذیحجه کم کم به نصف النهار نزدیک می شود. حرارت سوزان صحرا هر لحظه شدیدتر می گردد.
کاروانیان چون رشته ی زنجیری دراز به طول چند فرسنگ با آرامی در حرکت اند ولی از آبادی و جای توقف هنوز خبری نیست.
اینک به ناحیه ای نزدیک شده اند که " غدیر خم" نام دارد.
این جا محلی است که راه اهل مدینه و مصریان و عراقیان از یکدیگر جدا می شود. پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم همچنان سرگرم اندیشه های خویش است. او به مبدأ وحی دل سپرده و به سوی آسمان چشم دوخته است. با دیدگان جذاب خود- که دنیایی از عواطف بشر دوستی و آثار جهان بینی در بردارد- به دامنه ی ابهام آمیز افق خیره می نگرد و گویی از مشرق الانوار وحی الاهی، منتظر فرمانی بزرگ و امری خطیر است. آری، چنین است.
انتظار چندان نمی پاید. خداوند خواسته ی حبیبش را بر می آورد و آخرین و مهم ترین موضوع اساسی اسلام را- که پیامبرش مدت هاست چشم به راه اعلام آن از جانب خداست- با فرستادن وحی آشکار می کند.
در این لحظات، اطرافیان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نیک می بینند که ناگهان چهره ی گردآلود او برافروخته می شود. پلک هایش را برهم می گذارد. سنگینی مخصوصی بر او چیره می گردد. دانه های عرق از پیشانی بلندش فرو می چکد و به یک باره چون کوهی در جای خود می ایستد و در این حال، کلماتی زیر لب زمزمه می کند. این حالت نزول وحی است که به رسول خدا دست داده است.
به اشاره ی او، شترش را می خوابانند. صدایش کم کم بلند می شود. اطرافیانش به خوبی می شنوند که این نغمه ی آسمانی را- که جبرئیل امین فرشته ی وحی بر او نازل کرده است- با طنین گیرا و محکم خویش تلاوت می کند:
"یا أیها الرسول! بلغ ما انزل إلیک من ربک و ان
لم تفعل فما بلغت رسالته والله یعصمک من الناس"
" ای پیامبر! آن چه را از پروردگارت به تو نازل شده است
آشکارا برسان، که اگر ابلاغ نکنی، رسالت خداوندی را
به انجام نرسانده ای.( در این کار از کسی
پروامکن که) خدا تو را از مردم حفظ می کند."
فرشته ی وحی به امر خداوند، به پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم می گوید که آن چه درباره ی ولایت و امامت و خلافت علی علیه السلام و واجب بودن پیروی از او بر هر فرد مسلمان بر او نازل شده است به همه بگوید و به دستور خداوند بزرگ، علی بن ابی طالب را، پس از خود، به عنوان فرد شاخص و پایگاه عالی دین و رهبر مطلق مسلمانان جهان معرفی کند.
ادامه دارد...
برگرفته از کتاب جرعه ای از زلال غدیر/ حسن تاجریجرعه ای از زلال غدیر
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایةمولانا امیرالمومنین
علی بن ابی طالب والائمة المعصومین
علیه و علیهم السلام
جانشین شایسته:
برای وی، از روز روشن آشکارتر است که پس از او سزاوار رهبری و پیشوایی کیست و خوب می داند که جامه ی امامت بر چه اندامی برازنده و رساست و در طول بیست و سه سال حیات پربرکتش، به فرمان الاهی و در مراحل مختلف، او را- که رهبری شایسته، فداکار، با ایمان، دانا و معصوم بود- به پیروان خویش به عنوان وصی و جانشین خود معرفی نموده است.
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به درستی این رهبر الاهی و جانشین ممتاز و لایق را می شناخت. او را از دوران کودکی در خانه ی خویش پرورش داده بود. در کنار رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به عنوان اولین مردی بود که به خدا و رسول ایمان آورد و شاهد نزول وحی الاهی بر او بود و در کنار او به عبادت پروردگارمهربانش پرداخته بود. پیش از همه ی خاندان پیامبر، دعوت او را پاسخ گفته و پشتیبانی خویش را عرضه داشته و از همان روز، جانشینی رسول خدا را به او اختصاص یافته بود. از همان روز تا به حال هم مردانه از اسلام و نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و کتاب آسمانی اش حمایت کرده بود.
پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم امروز هم به یقین می دانست که در میان همه ی جهانیان، مردی چون او یافت نمی شود که شایستگی پیشوایی جامعه و فضایلی همچون فضایل او داشته باشد و بتواند مسیر رسالت رسول را تداوم و استمرار ببخشد. با این حال، منتظر فرمان الاهی و چشم به راه امین وحی است تا به نص صریح پروردگار این موضوع را- که بارها از طرف خداوند و در طول همین سفر بر آن تاکید ده بود- برای اجتماع مسلمانان آشکار کند.
مسلم است که پروردگار مهربان برای پرورش درخت برومند و بارآور دین، این باغبان کارآزموده و مجرب و پرورش دهنده ی شایسته و کاردان را انتخاب کرده و در موقعیت مناسب، منصب عالی خلافت را- که همانند مقام شامخ نبوت، موهبتی است الاهی- رسما به او تفویض خواهد نمود و وظیفه ی مسلمانان را پس از پیامبرش، در مورد امام و هادی امت، با نزول وحی معین خواهد کرد.
ادامه دارد...
برگرفته از کتاب جرعه ای از زلال غدیر/ حسن تاجری
جرعه ای از زلال غدیر
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایةمولانا امیرالمومنین
علی بن ابی طالب والائمة المعصومین
علیه و علیهم السلام
در اندیشه ی آینده ی امت:
او مردی است که بیست و سه سال از عمر خویش را در راه اشاعه ی قوانین آسمانی و هدایت انسان ها به سوی فضیلت و تقوا سپری کرده و کلیه ی دستوراتی که برای سعادت و کامیابی بشری ضروری بوده است، از مبدأ وحی کسب و در دسترس جهانیان گذاشته است و نکته و دقیقه ای نیست که تاکنون یادآور نشده باشد. در این هنگام، او حس می کند که بیش از چند صباحی از دوران حیات پر افتخارش باقی نیست و در آینده ی نزدیکی، خورشید جهان افروز وجودش، در پس ابرهای تیره و تاریک مرگ، از دیدگان پنهان خواهد شد.
این اندیشه او را به خود مشغول داشته است که: بعد از او آن کس که می تواند حافظ این همه قوانین و سنن بوده، اداره کننده و رهبر توده ی عظیم انسانیت به سوی کمال و رستگاری باشد باید با پاک ترین سابقه ی قومی و نژادی و گذشته ی نیالوده به شرک و گناه، وظیفه ی تهذیب اخلاق را به عهده بگیرد و در میان مردم به حق و عدالت قضاوت کند.
شخصیتی که از سرچشمه ی علم الاهی سیراب شده و با روح قوی و منطق بلیغش افکار مردم را به خدا و روز جزا سوق دهد و در نشر تعلیمات دین و اعتلای اسلام حقیقی بکوشد و آیینه ی تمام نمای او در میان امت باشد.
باید عنصری شایسته و انسانی کامل - که در ارحام و اصلاب پاک پرورش یافته و دارای سرشتی با صفا و روحی تابناک و پذیرای حقایق است- سرپرستی و پیشوایی هدایت خلق را به عهده گیرد.
ادامه دارد...
برگرفته از کتاب جرعه ای از زلال غدیر/ حسن تاجری
جرعه ای از زلال غدیر
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة مولانا امیرالمومنین
علی بن ابی طالب والائمة المعصومین
علیه و علیهم السلام
بازگشت به مدینه
خبر رسید که با حکم کاروان سالار
قرار قافله در ساحل غدیر شده است
چند روزی است که مراسم حج پایان یافته است. از سوی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به همه ی حجاج اعلام شد تا غیر از بیماران همه از مکه خارج شوند و برای برنامه ای مهم در غدیر خم- که کمی قبل از جداشدن کاروان ها بود- حضور یابند. ( بحارالانوار111:37)
روز بعد، نبی اکرم صلی الله علیه و آله وسلم به همراهی کاروان هایی بزرگ- که شمارشان بنابراقوال مختلف مورخان بین90000 تا 124000 نفر است- خانه ی خدا را ترک گفته است. این کاروان ها- که رهسپار شهرهای خویش اند- وادی هایی را پشت سر گذاشته و اینک به منطقه ی وسیعی به نام " جحفه" گام نهاده اند؛ به صحرای خشکی که جز چند درخت تنومند بیابانی و مقداری خاک و ریگ های سوزان چشم انداز دیگری ندارد و در تب و تاب گرما می سوزد.
حرکت یکنواخت شتران قافله و آهنگ زنگ ها، کاروانیان را- که با برداشتن گام های تند، آرزویشان دیدار عزیزان و رسیدن به کاشانه هایشان بود- در رویایی دور و دراز فروبرده است. هنوز صدا و نوای ملکوتی پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در فضای کعبه و صحرای عرفات و منا- که سفارش های لازمی را یاد می کرد- در گوش اصحاب و یارانش طنین انداز است.
هرکس به چیزی می اندیشد. اما در میان این جمع کثیر، تنها یک نفر است که تصوراتش در افقی ماورای اندیشه ی دیگران قرار دارد و به موضوعی می اندیشد که از سنخ منافع و خواسته های آنان نیست. فکر او در محور مطلبی دور می زند که نه تنها بسته به مصلحت آینده ی کاروانیان هم سفر اوست، بلکه به سرنوشت فرداهای امت و حیات سعادت مندانه ی کاروان عظیم بشریت متعلق است که بعد از او تا منزلگاه رستاخیز طی طریق خواهد کرد.
ادامه دارد...
برگرفته از کتاب جرعه ای از زلال غدیر/ حسن تاجری
جرعه ای از زلال غدیر
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة مولانا امیرالمومنین
علی بن ابی طالب والائمة المعصومین
علیه و علیهم السلام
وداع با همه:
نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم آخرین خطبه را در محیط مکه - در حالیکه به پرده کعبه چنگ زده بود- ایراد کرد و خدا را شاهد گرفت که دستورات او را به مردم رسانده است. سخنان او با نیرویی شگرف و نفوذی خارق العاده تا اعماق دل و روح شنوندگاه اثر می گذاشت و صفا و روشنی مخصوصی بدان ها می بخشید. تنها گفته اش که موجب ولوله ای عجیب در صفوف متراکم حج گزاران شد و اندوه عمیقی در جان و دل مسلمانان مومن پدید آورد، این مطلب بود که او ضمن بیانات خویش اعلام داشت که این آخرین سفرش به مکه است و آخرین زیارتی است که می تواند از خانه ی خدا به جا آورد. او خبر داد که در آینده ای نزدیک، دعوت الاهی را به سوی ملکوت لبیک خواهد گفت.
پس از این گفتار بود که محیطی پر حزن و اندوه بر کعبه حکم فرما شد و اشک غم از دیدگان دوستداران حضرتش جاری گشت. پیامبر با کعبه وداع نمود و حج این سال به نام حج وداع( این سفر با نام " حجة الاسلام" بدان سبب که موسم حج واجب بود و " حجة البلاغ" به علت نزول آیه ی تبلیغ و " حجة الإکمال" و " حجة التمام" به خاطر نزول آیه ی اکمال دین و اتمام نعمت نیز نامیده شده است) نامیده شد.
ادامه دارد...
برگرفته از کتاب جرعه ای از زلال غدیر/ حسن تاجری
جرعه ای از زلال غدیر
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة مولانا امیرالمومنین
علی بن ابی طالب والائمة المعصومین
علیه و علیهم السلام
سفارش ها
رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم- درحالیکه انجام فرایض حج را شاهد است- به وقایع گذشته می اندیشد و دورانی را به یاد می آورد که در آن، کعبه ای که امروز قبله ی یکتا پرستان و شاهد این اجتماع عظیم موحدان است، مرکز شرک و جهل و معب خدایان ساختگی بود. او در پیشگاه پروردگار خود سرفراز است که توانسته است وظیفه ی سنگین رسالت را به بهترین وجه ادا کند و در نتیجه، ثمرات کوشش ها و رنج های بی شمار خود را در چنین روزی بنگرد.
او آقرین سفارش های مذهبی و فرمان های الاهی را طی خطابه های متعددی در این چند روز ابلاغ کرد و مسلمین را به پایداری در ادای وظیفه و پیروی از قوانین مقدس اسلام فراخواند.
نبی اکرم صلی الله علیه و آله وسلم در روز هشتم باز هم برای مردم سخن گفت و در حالی که ربیعة بن امیه بن خلف گفتارش را برای رسیدن به تمامی جمعیت حج گزار تکرار می کرد چنین فرمود:
" ای مردم! گفتار مرا بشنوید. شاید پس از این سال هرگز شمارا در
این مکان بینم...بدانید که دو چیز گران مایه در میان شما باقی گذاشتم
که اگر به آن ها چنگ در زنید، هرگز گمراه نخواهید شد.آن دو چیز
روشن است: نخست کتاب خداست و دوم عترت من..."
ادامه دارد...
برگرفته از کتاب جرعه ای از زلال غدیر/ حسن تاجری
جرعه ای از زلال غدیر
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة مولانا امیرالمومنین
علی بن ابی طالب والائمة المعصومین
علیه و علیهم السلام
دیدار وطن
پس از ورود به شهر نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بی درگ به قصد زیارت کعبه از در بنی شیبه وارد مسجد الحرام می شوند. پس از حمد و ثنای پروردگار آسمان ها، به ابراهیم خلیل جد بزرگوار خود و بنیانگذار این حرم مقدس، تحیت سلام می فرستند و سپس تبریک گویان هفت بار خانه ی خدا را طواف می کنند و اعمال حج عمره را تا پایان ادامه می دهند.
تا روز هشتم ماه، دسته دسته مرد و زن- غیر از همراهیان پیغمبر و دوازده نفری که همراه امیرمومنان علیه السلام از یمن آمده اند- از اطراف و اکناف بلاد وارد مکه می شوند. در چنین روزی است که شهر مکه شاهد یکی از باشکوه ترین مراسم اسلامی است؛ مراسمی که هزاران تن مسلمان زیر شعار واحد ( لا إله إلا الله، محمد رسول الله) و در یک رنگ لباس( احرام) تهلیل گویان همچون پروانگان، اطراف شمع وجود پیشوای عزیزشان گردآمده در پرتو راهنمایی و هدایتش با آفریدگار برزگ خوش راز و نیاز می کنند.
ادامه دارد...
برگرفته از کتاب جرعه ای از غدیر/ حسن تاجری
جرعه ای از زلال غدیر
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایةمولانا امیرالمومنین
علی بن ابی طالب والائمة المعصومین
علیه و علیهم السلام
بوسه بر تربت مادر:
نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم علاقه مند است چند ساعت در " أبواء " بماند و از نزدیک در کنار آرامگاهی که از مدت ها قبل مشتاق زیارت آن بوده است دعا کند. این جا سرزمینی است که سال ها پیش، زنی جوان در آغوش خاک های گرمش به خواب ابدی فرو رفت و کودک خردسال خود را یتیم و بی سرپرست در زیر آسمان نیلگون به خدای بزرگ سپرد؛ کودکی که اینک در قیافه ی مردی شصت و سه ساله جلوه گر است و دیر زمانی است که به فرمان آفریدگار عالم، برگزیده ی انسان ها و پیشوای جهانیان شده است و اکنون در جوار آرامگاه او به روح بلندش درود می فرستد و برای او دعا می کند و مهر مادری اش را سپاس می گوید. آری، این جا تربت پاک " آمنه" مادر رسول خداست. کاروانیان در همین جا نماز صبح را نیز به جا می آورند.
کشش مهر مادر، مانع از حرکت اوست، لیکن شوق زیارت خانه ی خدا و رسالتی بزرگ تر، او را به ترک این مکان وادار می کند. لذا پس از این توقف، شب همان روز آن جا را ترک می گویند و فردا وارد صحرای " جحفه" می شوند. سپس از راه" قدید" و " غمیم" و " سرف" گذشته روز سه شنبه ششم ذیحجه وارد مکه می گردند.
ادامه دارد...
برگرفته از کتاب جرعه ای از زلال غدیر/ حسن تاجریجرعه ای از زلال غدیر
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایةمولانا امیرالمومنین
علی بن ابی طالب والائمة المعصومین
علیه و علیهم السلام
آغاز راه:
اکنون چند روز بیشتر به ماه ذیحجه ی سال دهم هجری نمانده است. پیامبر عظیم الشأن اسلام پس از غسل و نظافت، تنها در دو جامه ی صحرایی، پیاده در پیشاپیش مردم حرکت می کند و به همراهش کلیه افراد خاندان، زنان، مهاجران، انصار و سایر مسلمانان در حرکت اند. پس از چند ساعت این قافله ی بزرگ شهر مدینه را پشت سر گذاشته و به جانب مکه روان می شود. جمعیت بزرگی- که هفتاد هزار نفر یا بیشتر است- کاروان هم سفر پیامبر را به قصد حج تشکیل می دهد.(شمار انبوه همراهان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برابر هفتاد هزار نفری بود که حضرت موسی علی نبینا و آله و علیهم السلام به امر الاهی برای جانشینی هارون از آن ها بیعت گرفت و آن گاه در اجابت فرمان پروردگار تنهایشان گذارد و چیزی نگذشت که آنان از گوساله و سامری تبعیت کردند.)
مسافت میان مدینه تا مکه در فاصله ی ده روز پیموده می شود. این قافله ی بزرگ، پس از خروج از مدینه، مدت پنج روز منازلی را طی می کند و در صبح گاه روز ششم پس از عبور از " سقیا"، به محلی به نام " أبواء" فرود می آید.
ادامه دارد...
برگرفته از کتاب جرعه ای از زلال غدیر/ حسن تاجری
جرعه ای از زلال غدیر
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایةمولانا امیرالمومنین
علی بن ابی طالب والائمة المعصومین
علیه و علیهم السلام
واپسین سفر:
در اجرای این فرمان پروردگار بود که منادی پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم ندا داد: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم تصمیم رفتن به حج دارند تا همچون دیگر احکام، جزئیات مناسک حج را به دیگر مسلمانان بیاموزند.
پیشوای شصت و سه ساله اسلام، پس از یک عمر تلاش و کوشش و ده سال دوری از زادگاه خویش، به فرمان الاهی مصمم است که به شهر مکه سفر کند و برای آخرین بار، در اجتماع بزرگ اسلامی- که در ماه ذیحجه پیرامون خانه ی خدا تشکیل می گردد- شرکت جوید.
او می خواهد به امر پروردگار مهربان، آداب و احکام کامل حج خانه ی معبود را به مسلمانان آموزش دهد و موضوع ولایت و جانشینی بعد از خود را روشن کند و بار دیگر، عظمت اسلام و شکوه ایمان و برابری و برادری را در برابر مسلمانان ودر کنار خانه ی کعبه، در فضایی بدون جنگ و دشمنی و دور از پلیدی وجود مشرکان، به نمایش بگذارد تا شاید در این پالایشگاه الاهی، روح معنویت و یگانگی در آنان بدمد و نور ایمان بر قلب هایشان بتابد.
او می خواهد که آنان در میقات حرم، دندان طمع دنیا را برکنند و لباس نفاق و گناه را از تن به در آورند و در مبارزه با شیطان برون و نفس درون، باطن های متفاوت با ظاهرشان را یکی کنند..... او می خواهد تا دین و احکامی را که ظرف بیست و سه سال از منبع وحی الاهی بر او نازل شده و به مسلمانان ابلاغ کرده است، با تکمیل " حج" و " ولایت" به اتمام رساند.
خبر تصمیم پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به سفرحج و اعلام حرکت او به سوی کعبه ی معظمه، مژده ی نوید بخشی است که توده های انبوهی از قبایل بزرگ عرب و سایر مردم مسمان را همچون سیل به سوی مدینه سرازیر می کند؛ مردمی که فرصت را مغتنم شمرده، از راه های دور و نزدیک طی طریق می کنند تا به حضرتش اقتدا کنند و هم سفرش باشند و به افتخار برگزاری این سنت بزرگ در حضور پیشوای مهربان خویش نائل آیند.
این سعادت و توفیق بزرگی برای مسلمانان است که در کار پیامبرشان، برای ضیافتی الاهی، به سوی خانه ی خدا رهسپار شوند و خانه ی معبود را پروانه وار طواف کنند و اعمال حج را با حضور او به انجام رسانند.
ادامه دارد...
برگرفته از کتاب جرعه ای از زلال غدیر/ حسن تاجریجرعه ای از زلال غدیر
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایةمولانا امیرالمومنین
علی بن ابی طالب والائمة المعصومین
علیه و علیهم السلام
پیام ملکوتی:
ده سال از هجرت پیامبر بزرگ اسلام بیشتر نگذشته است که پروردگار مهربان با سروش ملکوتی" إرجعی" حبیبش محمد صلی الله علیه و آله وسلم را برای سرای آخرت و لقای محبوب دعوت می کند. گویی حبیب خدا واپسین ماه های زندگی را می گذارند.
در خلال این مدت، شالوده ی دین مقدس اسلام، در پرتو مجاهدات و مبارزات شبانه روزی رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و خاندان پاک و اندک یاران با ایمان و وفادار ایشان، گذاشته شده و تعالیم اسلام گسترش یافته است. اکنون، اقوام و طوایف بسیاری در سایه ی دستورات سعادت بخش پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به دنبال پیروزی های آشکار، خواسته و ناخواسته به آیین مقدسش گرویده اند.
اینک، در این واپسین ماه ها، ندای فرشته ی امین وحی خدا، جبرئیل است که در گوش پیامبر فرمان حق را نجوا می کند:
" ای محمد! خداوند بلند مرتبه تو را سلام می رساند و می فرماید: من جان هیچ پیغمبری از پیامبرانم و هیچ رسولی از فرستادگانم را نستاندم، مگر پس از تکمیل دینم و اتمام حجتم. برای تو دو امر واجب باقی مانده است که باید آن دو را به امتت ابلاغ کنی: فریضه ی "حج" و فریضه ی " ولایت و جانشینی بعد از خود". هرگز زمین از حجت خالی نیست و تا ابد نیز خالی نخواهد ماند.
اکنون پروردگار متعال امر می کند تا اعلام عمومی حج دهی و هرکسی را که توانایی دارد به انجام حج دعوت نمایی و آداب و احکام حجشان بیاموزی؛ همان گونه که نماز و زکات و روزه را به آنان آموختی."
ادامه دارد....
برگرفته از کتاب جرعه ای از زلال غدیر/ حسن تاجری
جرعه ای از زلال غدیر
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایةمولانا امیرالمومنین
علی بن ابی طالب والائمة المعصومین
علیه و علیهم السلام
به امید خدا قصد داریم طی روزهای باقی مانده تا غدیر،مختصری از وقایع غدیر را به صورت روزانه در این مجموعه عرضه کنیم.
إنشاءالله که به توفیق خدای متعال مورد استفاده ی دوستان و عزیزان قرار گیرد..
توکلت علی الله
یاعلی