((يا ايها العزيز مسنا واهلنا الضر وجئنا ببضاعة مزجاة فأوف لنا الكيل وتصدق علينا ان اللة يجزي المتصدق

عیب از کجاست؟ غیبت او بی‌دلیل نیست
چون ذاتاً آفتاب، به مردم بخیل نیست


ما فرع خاک پای تو هستیم ـ ای حبیب! -
خاکی که سر به سجده نیارد، اصیل نیست


باید میان کوره بسوزد که گُل کند
دل تا میان شعله نیفتد، خلیل نیست


جایی که جای پای عروج محمّد(ص) است
راهی برای پر زدن جبرئیل نیست


بعد از دو نیم کردن دل، پا بر آن گذار
این سینه کمتر از وسط رود نیل نیست


رضا جعفری




جرعه ای از زلال غدیر

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایةمولانا امیرالمومنین

 علی بن ابی طالب والائمة المعصومین

علیه و علیهم السلام

غدیر جایگاه انتصاب امام

توقف پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم همهمه ای در میان کاروانیان برپا ساخته است؛ هیاهویی که با شیهه ی اسب ها و زنگ شتران قوافل آمیخته است.

سرها از هرسو کشیده و جملاتی بین افراد رد و بدل می شود:

-          چه اتفاق افتاده است؟

-          این جا؟ این جا که جای فرود آمدن نیست!

-          در این جا چه می خواهند بکنند؟ برای چه توقف کرده اند؟

-          این جا" غدیر خم" است محلی که از پیش در مکه برای اجتماع مسلمانان در کنارپیامبر صلی الله علیه وآله وسلم تعیین شده بود و همه باید در آن جا حاضر می شدند.

از جمعیتی که با پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم همراه اند، جلو دارانشان مسافتی از صحرای جحفه را پیموده اند و عده ای نیز هنوز به نقطه ی توقف او نرسیده اند. به فرمان پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم، آنان را که جلو رفته اند باز می گردانند و آنان را که از عقب می رسند نگاه می دارند. محل اجتماع، نزدیک برکه (غدیر) معین می گردد. این آبگیر معروف - که اطراف آن را چند درخت تنومند پرسایه احاطه کرده است- مسافران خسته و گرما زده را به سایه های اطراف خویش فرا می خواند که هنوز مقداری از لطافت نسیم صبحگاهی را در خود نگاه داشته است. عده ای مامور می شوند که زیر درختان را از خار و خاشاک پاک کنند تا ابتدا نماز ظهر- که هنگام آن فرا رسیده است- در آنجا برگزار شود.

 

ادامه دارد...

برگرفته از کتاب جرعه ای از زلال غدیر/ حسن تاجری

 

جرعه ای از زلال غدیر

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایةمولانا امیرالمومنین

 علی بن ابی طالب والائمة المعصومین

علیه و علیهم السلام

پهنه ی غدیر، چشم انتظار وحی

این شخص، پیامبر رحمت، نبی گرامی اسلام است که غرق در افکار عالی و عمیق خود- در حالی که بر شتری سوار است- در زیر آفتاب گرم صحرای جحفه راه می سپارد.

آفتاب سوزان روز هجدهم ذیحجه کم کم به نصف النهار نزدیک می شود. حرارت سوزان صحرا هر لحظه شدیدتر می گردد.

کاروانیان چون رشته ی زنجیری دراز به طول چند فرسنگ با آرامی در حرکت اند ولی از آبادی و جای توقف هنوز خبری نیست.

اینک به ناحیه ای نزدیک شده اند که " غدیر خم" نام دارد.

این جا محلی است که راه اهل مدینه و مصریان و عراقیان از یکدیگر جدا می شود. پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم همچنان سرگرم اندیشه های خویش است. او به مبدأ وحی دل سپرده و به سوی آسمان چشم دوخته است. با دیدگان جذاب خود- که دنیایی از عواطف بشر دوستی و آثار جهان بینی در بردارد- به دامنه ی ابهام آمیز افق خیره می نگرد و گویی از مشرق الانوار وحی الاهی، منتظر فرمانی بزرگ و امری خطیر است. آری، چنین است.

انتظار چندان نمی پاید. خداوند خواسته ی حبیبش را بر می آورد و آخرین و مهم ترین موضوع اساسی اسلام را- که پیامبرش مدت هاست چشم به راه اعلام آن از جانب خداست- با فرستادن وحی آشکار می کند.

در این لحظات، اطرافیان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نیک می بینند که ناگهان چهره ی گردآلود او برافروخته می شود. پلک هایش را برهم می گذارد. سنگینی مخصوصی بر او چیره می گردد. دانه های عرق از پیشانی بلندش فرو می چکد و به یک باره چون کوهی در جای خود می ایستد و در این حال، کلماتی زیر لب زمزمه می کند. این حالت نزول وحی است که به رسول خدا دست داده است.

به اشاره ی او، شترش را می خوابانند. صدایش کم کم بلند می شود. اطرافیانش به خوبی می شنوند که این نغمه ی آسمانی را- که جبرئیل امین فرشته ی وحی بر او نازل کرده است- با طنین گیرا و محکم خویش تلاوت می کند:

"یا أیها الرسول! بلغ ما انزل إلیک من ربک و ان

لم تفعل فما بلغت رسالته والله یعصمک من الناس"

" ای پیامبر! آن چه را از پروردگارت به تو نازل شده است

آشکارا برسان، که اگر ابلاغ نکنی، رسالت خداوندی را

به انجام نرسانده ای.( در این کار از کسی

پروامکن که) خدا تو را از مردم حفظ می کند."

فرشته ی وحی به امر خداوند، به پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم می گوید که آن چه درباره ی ولایت و امامت و خلافت علی علیه السلام و واجب بودن پیروی از او بر هر فرد مسلمان بر او نازل شده است به همه بگوید و به دستور خداوند بزرگ، علی بن ابی طالب را، پس از خود، به عنوان فرد شاخص و پایگاه عالی دین و رهبر مطلق مسلمانان جهان معرفی کند.

 

ادامه دارد...

برگرفته از کتاب جرعه ای از زلال غدیر/ حسن تاجری

جرعه ای از زلال غدیر

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایةمولانا امیرالمومنین

 علی بن ابی طالب والائمة المعصومین

علیه و علیهم السلام

جانشین شایسته:

برای وی، از روز روشن آشکارتر است که پس از او سزاوار رهبری و پیشوایی کیست و خوب می داند که جامه ی امامت بر چه اندامی برازنده و رساست و در طول بیست و سه سال حیات پربرکتش، به فرمان الاهی و در مراحل مختلف، او را- که رهبری شایسته، فداکار، با ایمان، دانا و معصوم بود- به پیروان خویش به عنوان وصی و جانشین خود معرفی نموده است.

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به درستی این رهبر الاهی و جانشین ممتاز و لایق را می شناخت. او را از دوران کودکی در خانه ی خویش پرورش داده بود. در کنار رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به عنوان اولین مردی بود که به خدا و رسول ایمان آورد و شاهد نزول وحی الاهی بر او بود و در کنار او به عبادت پروردگارمهربانش پرداخته بود. پیش از همه ی خاندان پیامبر، دعوت او را پاسخ گفته و پشتیبانی خویش را عرضه داشته و از همان روز، جانشینی رسول خدا را به او اختصاص یافته بود. از همان روز تا به حال هم مردانه از اسلام و نبی اکرم صلی الله علیه و آله  و سلم و کتاب آسمانی اش حمایت کرده بود.

پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم امروز هم به یقین می دانست که در میان همه ی جهانیان، مردی چون او یافت نمی شود که شایستگی پیشوایی جامعه و فضایلی همچون فضایل او داشته باشد و بتواند مسیر رسالت رسول را تداوم و استمرار ببخشد. با این حال، منتظر فرمان الاهی و چشم به راه امین وحی است تا به نص صریح پروردگار این موضوع را- که بارها از طرف خداوند و در طول همین سفر بر آن تاکید ده بود- برای اجتماع مسلمانان آشکار کند.

مسلم است که پروردگار مهربان برای پرورش درخت برومند و بارآور دین، این باغبان کارآزموده و مجرب و پرورش دهنده ی شایسته و کاردان را انتخاب کرده و در موقعیت مناسب، منصب عالی خلافت را- که همانند مقام شامخ نبوت، موهبتی است الاهی- رسما به او تفویض خواهد نمود و وظیفه ی مسلمانان را پس از پیامبرش، در مورد امام و هادی امت، با نزول وحی معین خواهد کرد.

 

ادامه دارد...

برگرفته از کتاب جرعه ای از زلال غدیر/ حسن تاجری

جرعه ای از زلال غدیر

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایةمولانا امیرالمومنین

 علی بن ابی طالب والائمة المعصومین

علیه و علیهم السلام

در اندیشه ی آینده ی امت:

او مردی است که بیست و سه سال از عمر خویش را در راه اشاعه ی قوانین آسمانی و هدایت انسان ها به سوی فضیلت و تقوا سپری کرده و کلیه ی دستوراتی که برای سعادت و کامیابی بشری ضروری بوده است، از مبدأ وحی کسب و در دسترس جهانیان گذاشته است و نکته و دقیقه ای نیست که تاکنون یادآور نشده باشد. در این هنگام، او حس می کند که بیش از چند صباحی از دوران حیات پر افتخارش باقی نیست و در آینده ی نزدیکی، خورشید جهان افروز وجودش، در پس ابرهای تیره و تاریک مرگ، از دیدگان پنهان خواهد شد.

این اندیشه او را به خود مشغول داشته است که: بعد از او آن کس که می تواند حافظ این همه قوانین و سنن بوده، اداره کننده و رهبر توده ی عظیم انسانیت به سوی کمال و رستگاری باشد باید با پاک ترین سابقه ی قومی و نژادی و گذشته ی نیالوده به شرک و گناه، وظیفه ی تهذیب اخلاق را به عهده بگیرد و در میان مردم به حق و عدالت قضاوت کند.

شخصیتی که از سرچشمه ی علم الاهی سیراب شده و با روح قوی و منطق بلیغش افکار مردم را به خدا و روز جزا سوق دهد و در نشر تعلیمات دین و اعتلای اسلام حقیقی بکوشد و آیینه ی تمام نمای او در میان امت باشد.

باید عنصری شایسته و انسانی کامل - که در ارحام و اصلاب پاک پرورش یافته و دارای سرشتی با صفا و روحی تابناک و پذیرای حقایق است- سرپرستی و پیشوایی هدایت خلق را به عهده گیرد.

 

ادامه دارد...

برگرفته از کتاب جرعه ای از زلال غدیر/ حسن تاجری

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

دل من گم شد اگر پیدا شد

بسپارید امانات رضا

و اگر از تپش افتاد دلم

ببریدش به ملاقات رضا

از رضا خواسته ام تا شاید

بگذارد که غلامش بشوم

همه گفتند محال است ولی

دل خوشم من به محالات رضا...

جرعه ای از زلال غدیر

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة مولانا امیرالمومنین

 علی بن ابی طالب والائمة المعصومین

    علیه و علیهم السلام

بازگشت به مدینه

خبر رسید که با حکم کاروان سالار

قرار قافله در ساحل غدیر شده است

چند روزی است که مراسم حج پایان یافته است. از سوی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به همه ی حجاج اعلام شد تا غیر از بیماران همه از مکه خارج شوند و برای برنامه ای مهم در غدیر خم- که کمی قبل از جداشدن کاروان ها بود- حضور یابند. ( بحارالانوار111:37)

روز بعد، نبی اکرم صلی الله علیه و آله وسلم به همراهی کاروان هایی بزرگ- که شمارشان بنابراقوال مختلف مورخان بین90000 تا 124000 نفر است- خانه ی خدا را ترک گفته است. این کاروان ها- که رهسپار شهرهای خویش اند- وادی هایی را پشت سر گذاشته و اینک به منطقه ی وسیعی به نام " جحفه" گام نهاده اند؛ به صحرای خشکی که جز چند درخت تنومند بیابانی و مقداری خاک و ریگ های سوزان چشم انداز دیگری ندارد و در تب و تاب گرما می سوزد.

حرکت یکنواخت شتران قافله و آهنگ زنگ ها، کاروانیان را- که با برداشتن گام های تند، آرزویشان دیدار عزیزان و رسیدن به کاشانه هایشان بود- در رویایی دور و دراز فروبرده است. هنوز صدا و نوای ملکوتی پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در فضای کعبه و صحرای عرفات و منا- که سفارش های لازمی را یاد می کرد- در گوش اصحاب و یارانش طنین انداز است.

هرکس به چیزی می اندیشد. اما در میان این جمع کثیر، تنها یک نفر است که تصوراتش در افقی ماورای اندیشه ی دیگران قرار دارد و به موضوعی می اندیشد که از سنخ منافع و خواسته های آنان نیست. فکر او در محور مطلبی دور می زند که نه تنها بسته به مصلحت آینده ی کاروانیان هم سفر اوست، بلکه به سرنوشت فرداهای امت و حیات سعادت مندانه ی کاروان عظیم بشریت متعلق است که بعد از او تا منزلگاه رستاخیز طی طریق خواهد کرد.

 

ادامه دارد...

برگرفته از کتاب جرعه ای از زلال غدیر/ حسن تاجری

جرعه ای از زلال غدیر

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة مولانا امیرالمومنین

 علی بن ابی طالب والائمة المعصومین

    علیه و علیهم السلام

وداع با همه:

نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم آخرین خطبه را در محیط مکه - در حالیکه به پرده کعبه چنگ زده بود- ایراد کرد و خدا را شاهد گرفت که دستورات او را به مردم رسانده است. سخنان او با نیرویی شگرف و نفوذی خارق العاده تا اعماق دل و روح شنوندگاه اثر می گذاشت و صفا و روشنی مخصوصی بدان ها می بخشید. تنها گفته اش که موجب ولوله ای عجیب در صفوف متراکم حج گزاران شد و اندوه عمیقی در جان و دل مسلمانان مومن پدید آورد، این مطلب بود که او ضمن بیانات خویش اعلام داشت که این آخرین سفرش به مکه است و آخرین زیارتی است که می تواند از خانه ی خدا به جا آورد. او خبر داد که در آینده ای نزدیک، دعوت الاهی را به سوی ملکوت لبیک خواهد گفت.

پس از این گفتار بود که محیطی پر حزن و اندوه بر کعبه حکم فرما شد و اشک غم از دیدگان دوستداران حضرتش جاری گشت. پیامبر با کعبه وداع نمود و حج این سال به نام حج وداع( این سفر با نام " حجة الاسلام" بدان سبب که موسم حج واجب بود و " حجة البلاغ" به علت نزول آیه ی تبلیغ و " حجة الإکمال" و " حجة التمام" به خاطر نزول آیه ی اکمال دین و اتمام نعمت نیز نامیده شده است) نامیده شد.

 

ادامه دارد...

برگرفته از کتاب جرعه ای از زلال غدیر/ حسن تاجری

 

فیض حضور

مهدیا (عج) کی شب هجر تو به سر خواهد شد؟

کی مصون از همه آفات بشر خواهد شد؟

گل روی تو کی از پرده به در خواهد شد؟

محو در نور تو کی شمس و قمر خواهد شد؟

                                                              عالم کون و مکان منتظر مقدم توست

                                                               التیام  دل ما در گرو مرهم توست

منظر مردمک دیده ی جانی مولا

به تن خسته ی ما تاب و توانی مولا

روح در پیکره ی کون و مکانی مولا

علتش چیست که از دیده نهانی مولا؟

                                                                دانم از فرط گنه قابل دیدار نیم

                                                                 قابل دیدن رخسار تو ای یار نیم

چه کنم خسته دلم غم زده ی دل خونم

روی تابنده تر از ماه تو را مفتنونم

گرچه از جرگه خاصان درت بیرونم

لیکن از هجرتو ای مونس جان محزونم

                                                                    تو چه کردی که در اعماق دلم جا کردی؟

                                                                     تو به یک جلوه مرا واله و شیدا کردی

منکه از جام هوی سرخوش و مستم مولا

کی دگر لایق دیدار تو هستم مولا؟

مانده از راهم و برگیر تو دستم مولا

چون گدایان سر راه تو نشستم مولا

                                                                        تا مگر دیده ی من روی چو ماهت بیند

                                                                        شاید آخر گلی از گلشن وصلت چیند

آرزوی دل ما فیض حضوراست حضور

درک ایام خدائی ظهور است ظهور

الحق آن روز به حق روز سرور است سرور

چه می وصل تو ای دوست طهور است طهور

                                                                           شود آن روز نصیب همه ی ما گردد

                                                                            گره اصلی ما منتظران وا گردد

چه شود پرده تو از دیده ی ما برگیری

زنگ غفلت تو ز دل های مکدر گیری

با یکی جلوه دل از عاشق مضطر گیری

اذن بهر فرج خویش ز داور گیری

                                                                             دیگر از دوری تو طاقت ما طاق شده

                                                                             رشته صبر برون از کف عشاق شده

به لب منتظران ناد تو می باشد وبس

مونس خسته دلان یاد تو می باشد و بس

همه را چشم به امداد تو می باشد و بس

درد عشاق تو اوراد تو می باشد وبس

                                                                            هرچه جز مهر و ولای تو بود منفور است

                                                                            گر تو را چشم دلی هیچ نبیند کور است...

 

ملا حسین فیض کاشانی

جرعه ای از زلال غدیر

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة مولانا امیرالمومنین

 علی بن ابی طالب والائمة المعصومین

علیه و علیهم السلام

 

سفارش ها

رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم- درحالیکه انجام فرایض حج را شاهد است- به وقایع گذشته می اندیشد و دورانی را به یاد می آورد که در آن، کعبه ای که امروز قبله ی یکتا پرستان و شاهد این اجتماع عظیم موحدان است، مرکز شرک و جهل و معب خدایان ساختگی بود. او در پیشگاه پروردگار خود سرفراز است که توانسته است وظیفه ی سنگین رسالت را به بهترین وجه ادا کند و در نتیجه، ثمرات کوشش ها و رنج های بی شمار خود را در چنین روزی بنگرد.

او آقرین سفارش های مذهبی و فرمان های الاهی را طی خطابه های متعددی در این چند روز ابلاغ کرد و مسلمین را به پایداری در ادای وظیفه و پیروی از قوانین مقدس اسلام فراخواند.

نبی اکرم صلی الله علیه و آله وسلم در روز هشتم باز هم برای مردم سخن گفت و در حالی که ربیعة بن امیه بن خلف گفتارش را برای رسیدن به تمامی جمعیت حج گزار تکرار می کرد چنین فرمود:

" ای مردم! گفتار مرا بشنوید. شاید پس از این سال هرگز شمارا در

این مکان بینم...بدانید که دو چیز گران مایه در میان شما باقی گذاشتم

که اگر به آن ها چنگ در زنید، هرگز گمراه نخواهید شد.آن دو چیز

روشن است: نخست کتاب خداست و دوم عترت من..."

 

ادامه دارد...

برگرفته از کتاب جرعه ای از زلال غدیر/ حسن تاجری

جرعه ای از زلال غدیر

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة مولانا امیرالمومنین

 علی بن ابی طالب والائمة المعصومین

علیه و علیهم السلام

دیدار وطن

پس از ورود به شهر نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بی درگ به قصد زیارت کعبه از در بنی شیبه وارد مسجد الحرام می شوند. پس از حمد و ثنای پروردگار آسمان ها، به ابراهیم خلیل جد بزرگوار خود و بنیانگذار این حرم مقدس، تحیت  سلام می فرستند و سپس تبریک گویان هفت بار خانه ی خدا را طواف می کنند و اعمال حج عمره را تا پایان ادامه می دهند.

تا روز هشتم ماه، دسته دسته مرد و زن- غیر از همراهیان پیغمبر و دوازده نفری که همراه امیرمومنان علیه السلام از یمن آمده اند- از اطراف و اکناف بلاد وارد مکه می شوند. در چنین روزی است که شهر مکه شاهد یکی از باشکوه ترین مراسم اسلامی است؛ مراسمی که هزاران تن مسلمان زیر شعار واحد ( لا إله إلا الله، محمد رسول الله) و در یک رنگ لباس( احرام) تهلیل گویان همچون پروانگان، اطراف شمع وجود پیشوای عزیزشان گردآمده در پرتو راهنمایی و هدایتش با آفریدگار برزگ خوش راز و نیاز می کنند.

 

ادامه دارد...

برگرفته از کتاب جرعه ای از غدیر/ حسن تاجری

جرعه ای از زلال غدیر

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایةمولانا امیرالمومنین

 علی بن ابی طالب والائمة المعصومین

علیه و علیهم السلام

بوسه بر تربت مادر:

نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم علاقه مند است چند ساعت در " أبواء " بماند و از نزدیک در کنار آرامگاهی که از مدت ها قبل مشتاق زیارت آن بوده است دعا کند. این جا سرزمینی است که سال ها پیش، زنی جوان در آغوش خاک های گرمش به خواب ابدی فرو رفت و کودک خردسال خود را یتیم و بی سرپرست در زیر آسمان نیلگون به خدای بزرگ سپرد؛ کودکی که اینک در قیافه ی مردی شصت و سه ساله جلوه گر است و دیر زمانی است که به فرمان آفریدگار عالم، برگزیده ی انسان ها و پیشوای جهانیان شده است و اکنون در جوار آرامگاه او به روح بلندش درود می فرستد و برای او دعا می کند و مهر مادری اش را سپاس می گوید. آری، این جا تربت پاک " آمنه" مادر رسول خداست. کاروانیان در همین جا نماز صبح را نیز به جا می آورند.

کشش مهر مادر، مانع از حرکت اوست، لیکن شوق زیارت خانه ی خدا و رسالتی بزرگ تر، او را به ترک این مکان وادار می کند. لذا پس از این توقف، شب همان روز آن جا را ترک می گویند و فردا وارد صحرای " جحفه" می شوند. سپس از راه" قدید" و " غمیم" و " سرف" گذشته روز سه شنبه ششم ذیحجه وارد مکه می گردند.

 

ادامه دارد...

برگرفته از کتاب جرعه ای از زلال غدیر/ حسن تاجری

جرعه ای از زلال غدیر

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایةمولانا امیرالمومنین

 علی بن ابی طالب والائمة المعصومین

علیه و علیهم السلام

آغاز راه:

اکنون چند روز بیشتر به ماه ذیحجه ی سال دهم هجری نمانده است. پیامبر عظیم الشأن اسلام پس از غسل و نظافت، تنها در دو جامه ی صحرایی، پیاده در پیشاپیش مردم حرکت می کند و به همراهش کلیه افراد خاندان، زنان، مهاجران، انصار و سایر مسلمانان در حرکت اند. پس از چند ساعت این قافله ی بزرگ شهر مدینه را پشت سر گذاشته و به جانب مکه روان می شود. جمعیت بزرگی- که هفتاد هزار نفر یا بیشتر است- کاروان هم سفر پیامبر را به قصد حج تشکیل می دهد.(شمار انبوه همراهان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برابر هفتاد هزار نفری بود که حضرت موسی علی نبینا و آله و علیهم السلام به امر الاهی برای جانشینی هارون از آن ها بیعت گرفت و آن گاه در اجابت فرمان پروردگار تنهایشان گذارد و چیزی نگذشت که آنان از گوساله و سامری تبعیت کردند.)

مسافت میان مدینه تا مکه در فاصله ی ده روز پیموده می شود. این قافله ی بزرگ، پس از خروج از مدینه، مدت پنج روز منازلی را طی می کند و در صبح گاه روز ششم پس از عبور از " سقیا"، به محلی به نام " أبواء" فرود می آید.

 

ادامه دارد...

برگرفته از کتاب جرعه ای از زلال غدیر/ حسن تاجری

جرعه ای از زلال غدیر

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایةمولانا امیرالمومنین

 علی بن ابی طالب والائمة المعصومین

علیه و علیهم السلام

واپسین سفر:

در اجرای این فرمان پروردگار بود که منادی پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم ندا داد: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم تصمیم رفتن به حج دارند تا همچون دیگر احکام، جزئیات مناسک حج را به دیگر مسلمانان بیاموزند.

پیشوای شصت و سه ساله اسلام، پس از یک عمر تلاش و کوشش و ده سال دوری از زادگاه خویش، به فرمان الاهی مصمم است که به شهر مکه سفر کند و برای آخرین بار، در اجتماع بزرگ اسلامی- که در ماه ذیحجه پیرامون خانه ی خدا تشکیل می گردد- شرکت جوید.

او می خواهد به امر پروردگار مهربان، آداب و احکام کامل حج خانه ی معبود را به مسلمانان آموزش دهد و موضوع ولایت و جانشینی بعد از خود را روشن کند و بار دیگر، عظمت اسلام و شکوه ایمان و برابری و برادری را در برابر مسلمانان ودر کنار خانه ی کعبه، در فضایی بدون جنگ و دشمنی و دور از پلیدی وجود مشرکان، به نمایش بگذارد تا شاید در این پالایشگاه الاهی، روح معنویت و یگانگی در آنان بدمد و نور ایمان بر قلب هایشان بتابد.

او می خواهد که آنان در میقات حرم، دندان طمع دنیا را برکنند و لباس نفاق و گناه را از تن به در آورند و در مبارزه با شیطان برون و نفس درون، باطن های متفاوت با ظاهرشان را یکی کنند..... او می خواهد تا دین و احکامی را که ظرف بیست و سه سال از منبع وحی الاهی بر او نازل شده و به مسلمانان ابلاغ کرده است، با تکمیل " حج" و " ولایت" به اتمام رساند.

خبر تصمیم پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به سفرحج و اعلام حرکت او به سوی کعبه ی معظمه، مژده ی نوید بخشی است که توده های انبوهی از قبایل بزرگ عرب و سایر مردم مسمان را همچون سیل به سوی مدینه سرازیر می کند؛ مردمی که فرصت را مغتنم شمرده، از راه های دور و نزدیک طی طریق می کنند تا به حضرتش اقتدا کنند و هم سفرش باشند و به افتخار برگزاری این سنت بزرگ در حضور پیشوای مهربان خویش نائل آیند.

این سعادت و توفیق بزرگی برای مسلمانان است که در کار پیامبرشان، برای ضیافتی الاهی، به سوی خانه ی خدا رهسپار شوند و خانه ی معبود را پروانه وار طواف کنند و اعمال حج را با حضور او به انجام رسانند.

 

ادامه دارد...

برگرفته از کتاب جرعه ای از زلال غدیر/ حسن تاجری

جرعه ای از زلال غدیر

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایةمولانا امیرالمومنین

 علی بن ابی طالب والائمة المعصومین

علیه و علیهم السلام

پیام ملکوتی:

ده سال از هجرت پیامبر بزرگ اسلام بیشتر نگذشته است که پروردگار مهربان با سروش ملکوتی" إرجعی" حبیبش محمد صلی الله علیه و آله وسلم را برای سرای آخرت و لقای محبوب دعوت می کند. گویی حبیب خدا واپسین ماه های زندگی را می گذارند.

در خلال این مدت، شالوده ی دین مقدس اسلام، در پرتو مجاهدات و مبارزات شبانه روزی رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و خاندان پاک و اندک یاران با ایمان و وفادار ایشان، گذاشته شده و تعالیم اسلام گسترش یافته است. اکنون، اقوام و طوایف بسیاری در سایه ی دستورات سعادت بخش پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به دنبال پیروزی های آشکار، خواسته و ناخواسته به آیین مقدسش گرویده اند.

اینک، در این واپسین ماه ها، ندای فرشته ی امین وحی خدا، جبرئیل است که در گوش پیامبر فرمان حق را نجوا می کند:

" ای محمد! خداوند بلند مرتبه تو را سلام می رساند و می فرماید: من جان هیچ پیغمبری از پیامبرانم و هیچ رسولی از فرستادگانم را نستاندم، مگر پس از تکمیل دینم و اتمام حجتم. برای تو دو امر واجب باقی مانده است که باید آن دو را به امتت ابلاغ کنی: فریضه ی "حج" و فریضه ی " ولایت و جانشینی بعد از خود". هرگز زمین از حجت خالی نیست و تا ابد نیز خالی نخواهد ماند.

اکنون پروردگار متعال امر می کند تا اعلام عمومی حج دهی و هرکسی را که توانایی دارد به انجام حج دعوت نمایی و آداب و احکام حجشان بیاموزی؛ همان گونه که نماز و زکات و روزه را به آنان آموختی."

 

ادامه دارد....

برگرفته از کتاب جرعه ای از زلال غدیر/ حسن تاجری

اینجا...

اینجا کسی برای تو جا وا نمی کند                  این خاک احترام به دریا نمی کند

شهر پر از هوس نفسم را گرفته است            اینجا کسی هوای مسیحا نمی کند

دنیا مرا برای خودش خواست ای رفیق         شیطان که فکر آدم وحوا نمی کند

نامت برای دفع بلا روی طاقچه است             ور نه کسی نگاه به آقا نمی کند

خون می خوریم وشکر خداوند می کنیم      با ما فراق بهتر از این تا نمی کند

جرعه ای از زلال غدیر

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایةمولانا امیرالمومنین

 علی بن ابی طالب والائمة المعصومین

علیه و علیهم السلام

به امید خدا قصد داریم طی روزهای باقی مانده تا غدیر،مختصری از وقایع غدیر را به صورت روزانه در این مجموعه عرضه کنیم.

إنشاءالله که به توفیق خدای متعال مورد استفاده ی دوستان و عزیزان قرار گیرد..

توکلت علی الله

یاعلی

حضرت بقیة الله الاعظم عجل تعالی فرجه الشریف

 

در یکی از توقیعات شریفه ایکه توسط سفیر اولشان از ناحیه ی مقدسه صادر فرموده اند، چنین می فرمایند:

".. و لیعلموا أن الحق معنا و فینا، لایقول ذلک سوانا إلا کذاب مفتر، و لایدعیه غیرنا إلا ضال غوی.

فلیقتصروا منا علی هذه الجملة دون تفسیر، و یقنعوا من ذلک بالتعریض دون التصریح إن شاءالله."

" شیعیان ما باید بدانند که حق با ماست و حق در میان ماست. به جز ما هر که این ادعا را بکند دروغگوست. و جز ما هرکه این دعوی را بکند ضال و گمراه است. شیعیان ما باید این جمله را از ما بپذیرند و تفسیر آن را از ما نخواهند. از ما اشاره را قبول کنند و تصریح را نخواهند.

مولا جانم!

تفسیر آن را با چشم خود می بینیم و انشاءالله تصریح آن را در برق زدن شمشیرتان بر فراز کاخ های ستمگران و جنایت کاران خواهیم دید، ای سید و سرور ما و ای رهبر و مولای ما!

 

روزگار رهایی

درخت و شهادت به نبوت رسول الله صلي الله عليه و آله وسلم

حضرت امیرالمومنین علیه السلام در خطبه ی قاصعه می فرمایند:(*)

" من با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بودم که گروهی از قریش نزد آن حضرت آمدند و گفتند:... ازتو در خواستی داریم؛ اگر تو پاسخ مثبت دادي خواهيم دانست كه تو پيامبر و فرستاده ي خدايي و اگر انجام ندادي، خواهيم دانست كه ساحر و دروغگويي! آن حضرت فرمودند: چه مي خواهيد؟

گفتند: درخواست كن كه اين درخت با ريشه هايش از جا كنده شود و در پيش رويت پابرجا بايستد...

رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم خطاب به درخت فرمودند:" اي درخت! اگر به خدا و روز قيامت ايمان داري و مي داني كه من رسول خدايم، با ريشه هايت از جا كنده شو و در مقابل من بايست!"

مولا عليه السلام در ادامه مي فرمايند:

" سوگند به آن كسي كه رسولش را به حق فرستاد، درخت با ريشه هايش ازجا كنده شد و درحاليكه صدايي از آن بيرون مي آمد، در مقابل رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم ايستاد."

 

*- نهج البلاغه، خطبه ۲۳۴(صص۸۱۵-۸۱۹) و نيز دعائم الاسلام به نقل بحارالانوار۳۸۹:۱۷

 

شهادت امام صادق علیه السلام تسلیت باد

همان امام غریبی که شانه اش خم بود

به روی شانه ی پیرش غم دوعالم بود

 

میان صحن حسینیه ی دو چشمانش

همیشه خاطره ی ظهر یک  محرم بود

 

دل شکسته ی او را شکسته تر کردند

شبیه مادر مظلومه اش پر از غم بود

 

اگر تمام ملائک ز گریه می مردند

به پای خانه ی آتش گرفته اش کم بود

 

حدیث حرمت او را به زیر پا بردند

اگر چه آبروی خاندان آدم بود

 

شتاب مرکب و بند و تعلل پایش

زمینه های زمین خوردنش فراهم بود

 

مدینه بود و شرر بود و خانه ای ساده

چه خوب می شد اگر یک کمی حیا هم بود

 

امان نداشت که عمامه ای به سر گیرد

همان امام غریبی که شانه اش خم بود

علی اکبر لطیفیان

اين جمعه هم گذشت...

بسم الله الرحمن الرحیم

 السلام علیک یا اباصالحِ المهدی

 ساعات عمر من همگی غرق غم گذشت

 دست مرا بگیر که آب از سرم گذشت

 مانند مرده ای متحرک شدم، بیا

 بی تو تمام زندگی ام در عدم گذشت  

می خواستم که وقف تو باشم تمام عمر

دنیا خلاف آن چه که می خواستم گذشت  

دنیا که هیچ، جرعه آبی که خورده ام

از راه حلق تشنه ی من، مثل سَم گذشت

 بعد از تو هیچ رنگ تغزّل ندیده ایم

 از خیر شعر گفتن، حتّی قلم گذشت  

تا کی غروب جمعه ببینم که مادرم

 یک گوشه بغض کرده که این جمعه هم گذشت

 مولا شمار درد دلم بی نهایت است

تعداد درد من به خدا از رقم گذشت

 حالا برای لحظه ای آرام می شوم

 ساعات خوب زندگی ام در حرم گذشت

 سیّد حمیدرضا برقعی

سیدی!

تنها نه منم اسیر زلفت

جمعی متعشقند و من هم...