برای ماء معینم-69
دریابید مرا
دارم
از دست
می رومــــــــــــــ...
دریابید مرا
دارم
از دست
می رومــــــــــــــ...
امام صادق علیه السلام فرمودند :
آیا ملاک قبولی اعمال بندگان را به شما خبر دهم ؟
راوی گفت : بله،
امام فرمود:
ملاک قبولی اعمال عبارتند از:
1.شهادت این که معبودی به جز خدا نیست و حضرت محمد (ص) بنده و رسول اوست
2.اقرار و اعتراف به دستور الهی
3.ولایت اهل بیت (ع)
4.برائت از دشمنان اهل بیت (ع)
5.تسلیم در مقابل اهل بیت
6.تقوی
7.کوشش در راه خدا و آرامش
8.انتظار حضرت مهدی (عج)
غیبت نعمانی صفحه 200
اما یک کشاورزی که رنج ها برده، بذرها پاشیده، اگر باران نبارد به خاک فلاکت می نشیند! این کشاورز چقدر خدا خدا می کند که باران ببارد؟..
"قُل اَرَاَیتُم اِن اَصبَحَ ماوُکُم غَوراً فَمَن یَإتِیکُمٍ بِماء مَّعِینٍ (ملک/30)"
باب الاضطرار الی الحجة این است. اگر او نباشد زمین و زمانی نیست. اما فعلا که او در پس پرده ابر غیبت است، خورشید هست اما نور آن خورشید به ما تابان نمی رسد. لذا ما پژمرده ایم، لذا ما پلاسیده ایم، لذا ما افسرده ایم..واقعا نشاطی در ما نیست ( در ما یعنی مجموعه بشریت)
کجاست معنویت؟ کجاست انسانیت؟ بعد آن هایی که متوجه اند میفهمند چه بدبختی ای داریم خدا خدا می کنند
اگر یک هفته گاز قطع شود، 20 روز واقعا آب قطع شود، مردم چه خواهند کرد؟ واقعا چه خواهند کرد؟!
پس اینکه حضرت موسی بن جعفر علیه السلام فرمودند مهدی طرید است غریب است فرید است؛ درست است. ما به اندازه یک لیوان آب تشنه او نیستیم...
درست است! مردم فقدان او را احساس نمی کنند! اضطرار الی الحجة را احساس نمی کنند!(مردم یعنی کسی مثل من)
اگر آمدید 40 روز هر روز صبح نشستید گفتید سلام علی آل یس. هر روز صبح گفتید السلام علیک یا اباعبدالله و دعای علقمه خواندید و از امیرالمومنین و اباعبدالله خواستید که آقا شما شفیع شوید نزد خدا که عزیز زهرا س را به ما برساند، قدمی برداشته اید.
حالا هرکس به دلش نگاه کند ببیند اگر در موقعیتی قرار گرفت و گفتند که 1 دقیقه وقت داری آن چیزی که ته دلت است را بگویی، چه می خواهی راستش را بگو.
کیه که مشرف شود خدمت امام زمان و حضرتش به او بگویند خب عزیز من سالیان سال است در فراق من گریستی، آمدم چه می خواهی.. کیه که برگردد بگوید هیچ نمی خواهم جز گشایش امر شما، جز سلامتی شما، جز آسایش شما...
حالا شما 2 بنده را ببینید در پیش گاه خدا. یکی وقتی به او موقعیت می دهند و وعده ی استجابت هم می دهند، فوری دعایش را خرج امام زمانش می کند، یکی هم خرج خودش می کند
قرض این نیست که کسی که برای خودش دعا می کند خدای نکرده آدم بدی است. نه اصلا!
داریم منصفانه درون دلمان را می بینیم.
عنایت بفرمایید که جایگاه دعا برای امام زمان عج چه جایگاهی است. همه گاهی به وعده استجابتش نگاه می کنند. آن که کار خداست. اجابت که سهم خداست،فعل خداست کار خداست
کار من نیست.کار من گدایی و طلب کردن است. اما جایگاه دعا کردن برای امام زمان را بنگرید نسبت به اینکه من در چه رتبه ای قرار گرفتم
ادامه دارد انشاالله...
بزرگان ایام عید عیدی میدهند، بار عام می دهند می گویند در ها را باز کنید، به نگهبان ها می گویند بروید کنار هرکه می خواهد بیاید، روز عید است.
ای پسر فاطمه!
به ما بار عام دهید این ایام. خوب هایمان را از بدهایمان جدا نکنید، بار عام دهید.
تمام
کسانی که به نوعی عرض ارادت می کنند، آن کسی که یک شیرینی می دهد برایتان،
کسی که یک لامپی در خانه اش روشن کرده، می خواهد بگوید من شما را دوست دارم اگر چه روسیاهم..
ادامه دارد انشاالله...
-------------------------
پ.ن: باعرض معذرت از تاخیر مطلب امشب
مطلب امشب دل نوشته ایست خطاب به بابای مهربانمان...
سطر ششم
و ما گرفتاری بزرگمون به عنوان شیعیان واقعا غیبت امام زمان است!این مطلب را به جان باور بکن.
اگر
کسی از همین روز و همین امشب با خودش وعده کند بالای سرش کتابی را که دوست
می دارد، ادبیاتش آسان است و نگارشش خوب است، یا مثلا فایل سخنرانی و یا
هرچه هست، با خودش عهد کند من نمی خوابم تا اینکه 1 دقیقه-2 دقیقه- 5 دقیقه
از امام زمانم بشنوم، از او برایم بگویند یا از صفاتش بخوانم
اگر اینکار را بکنید ببینید بعد از دوهفته-40 روز چه اتفاقی می افتد.
معرفت که رفت بالا طبیعتا آدم شرافت پیدا می کند و آن وقت می فهمد که باید دعایش را کجا خرج کند.
واقع مطلب این است که کسی بسیار دعا میکند که توحید قوی تر دارد و اعتقاد و یقین بیشتر. بنابراین جایگاه دعا جایگاه رفیعی است.هرکه او دعاگو تر، موحد تر، مومن تر، با ایمان و یقین بیشتر به خداوند است.
یک بار بیاییم به دعا از زاویه دیگر نگاه کنیم. دقت کنیم که دعا درخواست ما از خداوند است. شما *یکبار دعاهایی را که دارید روی کاغذ بنویسید.* ببنید اگر به شما اجازه دهند دعا کنید و به شما این وعده را بدهند که ما مثلا 10 دعای اول شما را چشم بسته اجابت می کنیم،فرض می کنیم، شما دعایتان را لیست کنید. وقتی لیست کردید یکبار دیگر نگاه کنید از این پنجره که بیان شد..
ارزش هر انسان به دعایی است که می کند، ارزش هر شخص به خواسته ای است که دارد. دقت بفرمایید چه خواسته ای که به زبان بیاورد، چه به زبان نیاورد.یعنی قدر و ارزش و منزلت من به خواسته های درونی من است ولو به آن نرسم
خدا نکند که انسان یک دفعه ببیند قیمت او به یک ماشین مدل جدید است.قیمت یک نفر به یک ساعت و موبایل است. حیف نیست؟
بحث دعا و استجابت آن الان مطرح نیست، می خواهیم ببینیم از یک منظر دیگر نگاه کنیم، دعا دارد نشانه می دهد از قیمت من، اندازه من، شخصیت من..
خب حالا نگاه کنیم و دعا ها را بررسی کنیم که وقتی مجاز می شویم به پیشگاه خدا برویم و دست به دعا برداریم چه می گوییم؟...
ادامه دارد انشاالله...
امام انیس است. در همان حدیث امام رضا علیه السلام( الامام الوالد الشفیق) آمده که امام انیس است. انیس از اسماء خدای متعال است به این معنی که کسی که زود انس می گیرد و دنبال بهانه می گردد.
عجب خدایی و عجب ولی ای!
ممکن
است ببیند دوسال- سه سال- ده سال یادی از او نکردید ولی اگر همین امشب
بروید و با او- حتی به سردی- سخن بگویید، حتی اگر بگویید اصلا با شما حرفی
ندارم وچون گفته اند با شما حرف بزنم، الان دارم حرف می زنم، چند بار این
کار بکنید ببینید چطور اییشان با شما رفیق می شود! به شرطی که رسم رفاقت را
بجا بیاوریم انشاالله.
_ این رسم بسیار خوبی است که وقتی از سر سفره آمدیم کنار، به بچه هامان بگوییم اول از آقا تشکر کن.
اللهم بارک لمولانا المهدی.
این رسم را یاد بدهیم به بچه هایمان که هر چیزی که بدستشان رسید بگوییم از
آقا جان تشکر کن. بداند آقایی دارد و بداند هرچه دارد هستی آن ز هستی اوست
و بدانیم هستی ما ز هستی اوست
_ یک نفر را دوست داری و به او
علاقه مند هستی. آیا دوستی را که به او علاقه مند هستی ممکن است که از نظرت
اصلا محو شود؟ امکان ندارد!! دوستی که به او علاقه مندی همواره در برابر تو حاضر است
بنابر
این من اگر به امام زمان معتقدم و در این اعتقاد و باورم دارم راست می
گویم، لحظه ای از زندگی من پیدا نمی شود که من از یاد امام غافل باشم.
_ حالا برای اینکه ارتباطی را که مرضی آن بزرگوار است برقرار کنیم، اولا تلاش کنیم، نماز شب بجای بیاوریم. چرا که یکی از راه هایی که انسان می تواند با امام عصر ارتباط برقرار کند، در دل شب است.
یابن الحسن بگوید، یا صاحب الزمان بگوید، از دوری او گریه کند که این ها در دل شب امکانش بیشتر است. خصوصا که نماز شب را خود ایشان خیلی توصیه فرموده اند.
_ بعد نماز صبح را که می خواند، دعای عهد بخواند و تجدید پیمان کند.
_ از در خانه که صبح بیرون می آید برای سلامتی آن بزرگوار صدقه دهد. کسی که هستی تو به طفیل وجود اوست.
_یکی از راه هایی که خیلی خیلی خوب می تواند ارتباط ما را با امام عصر برقرار کند، به فکر شیعیان بودن است. این که چگونه من بتوانم برای شیعیان امام زمان مفید باشم
_ یکی از چیزهایی که باید حتما مداومت داشته باشد به خواندن دعایی است که خطاب به ابوالحسن ضراب اصفهانی. در اعمال روز جمعه که در مفاتیح آمده و مال خود امام عصر عج است
من چیزی را می خوانم در روز جمعه پس از نماز عصر جمعه که حضرت خودشان ابلاغ فرموده اند.
هر
صبح که بیدار می شویم زیارت آل یس بخوانیم که انشاالله در این مسیر ارتباط
با امام زمان برقرار می شود. آن وقت ببینیم عنایات خاصه ایشان متوجه حال
ما خواهد شد انشاالله
ادامه دارد انشاالله..
--------------------------------------------
پ.ن :
با عرض معذرت از طولانی شدن مطلب امروز. حیف بود مطلب پاره بشه
این که قرآن می فرماید الا بذکر الله تطمئن القلوب اگر ما بتوانیم به این آیه این مطلب را تداعی کنیم که من به محض اینکه بدانم این عالم صاحبی دارد آرام می شوم. تصور کنید فرزندی را که در خانه می خواهد به برادر کوچکش ظلم کند، به محض که بفهمد پدر شب به خانه می اید از عملش منصرف می شود.
یا بالعکس اگر بخواهد محبت کند، وقتی بفهمد پدر اثر این عمل را می بیند و در جای خودش تشکر از او خواهد کرد به این احسان مصر خواهد شد.
شاید لذت بخش تر از این زندگی نتوان تصور کرد که در جایی زندگی کنی کرد که بزرگتری بالای سرت است که تمام ریز و درشت کارهایت را می بیند و از تو حمایت می کند.
بنابر این هر انسانی که امام زمان داشته باشد و یا در دنیا و جهانی زندگی کندکه در این دنیا و جهان، ولی خدا حاضر است، حاکم است، شاهد است ، ناظر است و ولایت دارد قطعا زندگی او زیباترین زندگی خواهد بود و همه ی کارهای او به سامان و جهت دار خواهد بود.پس اعتقاد به امام برای من این قضیه را به همراه می آورد که کاری نکنم که ایشان دل آزرده شود. و دل آزردگی ایشان آن جاست که من بگویم مسلمانم و معتقد به حضرت ولی عصرم اما اعمالم آتش به جان امام بزند.
پس بنابر این کسی که معتقد به امام زمان است باید زندگی اش را دقیقا بر مبنای دین تنظیم کند و می شود چنین کاری کرد.ارزش:حداقل بیش از 2 روز و 53 ساعت تفکر
http://wdl.persiangig.com/pages/download/?dl=http://zaaer.persiangig.com/Track18.mp3
شاید در ظاهر در من فرقی نمی کرد ولی در آن محیطی که من زندگی می کردم زمین تا آسمان فرق می کرد! یک منظومه شمسی ای که محور دوران ندارد نداشته باشد که هیچ کره ای در این منظومه نمی چرخد.
امیرمومنان علیه السلام فرمودند جایگاه من محور قطب آسیاست( دوسنگ محور اصلی آسیاب) اگر من نباشم سنگ روی سنگ بند نمی شود
و این اضطرار الی الحجة است که عالم هستی منوط به وجود اوست. باب الضطرار الی الحجة یعنی همین که پیامبر خدا فرمودند: هرکس امام زمانش را نشناسند به مرگ جاهلیت مرده است، بر کفر و نفاق مرده است
این
حدیث می خواهد همین را بگوید که نه تنها در بقای مادی و عادی خودت محتاج
حجتی، حتی برای اولین مرحله مسلمانی نیازمند معرفت حجتی که اگر معرفت به او
نداشتی، و اگر کسی منکر امام زمان بود به حکم این حدیث، به حکم عقل،به حکم ثقلین او جاهل و کافر و منافق مرده است.
حدیثی
بزرگی حجت را نمی گوید بلکه می گوید تو انقدر محتاج حجتی که اگر هرکسی در
هرجای عالم بمیرد و امام زمانش را نشناسد، هرکسی می خواهد باشد، این شخص به
مرگ جاهلیت مرده است
جاهل .کافر .منافق
ادامه دارد اگر خدا بخواهد
ُسطر اول
اگر روزی بگویند امام زمان عج وجود ندارد ما چطور زندگی می کنیم که الان نمی کنیم؟ به عبارت دیگر در زمان امام عصر چطور باید زندگی کرد؟سلام![]()
![]()
عید همه مون مبارک![]()
عید مولامون مبارک![]()
عید سرورمون مبارک![]()
تبریک می گم بی نهایت
فهمیده ام که چقدر کم درباره فرزندان امامانم می دانم!
و با همین کم چقدر دوستشان دارم...
به لطف دوستان و با دستان عنایت شما امسال میلاد حضرت علی اکبر، کمی بیشتر از ایشان شنیدم
فهمیدم که :
"امام رضاعلیه السلام فرمودند :هجده جوان هاشمی بودند که خدا مثل و مانندی ونظیری برایشان خلق نفرمود .یکی آنها قمربنی هاشم ودیگری علی اکبراست دیگری پسر مسلم ابن عقیل و پسران دیگر امیرالمومنین و... اما دربین آنها علی اکبر چون خورشیدی میدرخشید و آن هفده جوان هاشمی دیگر خاک پای اورا توتیای چشمانشان میکردند " 1
فهمیدم که:
"او را از افراد «نارالقری» (آتش روشنکن قریهها) میخواندند، این از آن جهت بود که: شبهای تاریک در بیابان، آتش برمیافروخت، تا اگر درمانده و بینوایی راه را گم کرده و در بیابان سرگردان است، بسوی نور آتش بیاید و مهمان او شود.
و در میان اهلبیت علیهالسلام هیچ کسی به این کار نسبت داده نمیشد " 2
فهمیدم که:
"علامهه مجلسي (ره) نقل مي كند: آن حضرت به هر جانب روي مي آورد گروهي را به خاك هلاكت مي افكند، «بقدري از آن لشكر كشت كه از كثرت كشته به شيون آمدند، و روايت شده؛ علي اكبر با آنكه تشنه بود 120نفر را كشت آنگاه نزد پدر بازگشت. دوباره به ميدان آمد و آنقدر جنگيد تا كشته ها به دويست نفر رسيد»." 3
چقدر دوست دارم این شهزاده ی ارباب را
مولای مهربانم!
به حق علی اکبر ارباب
به حق محبتی که اباعبدالله به این جوان بی مانند داشتند
امسال روزی همه ی شیعیانتان - و من...- کربلا کنید
التماس دعا
یاعلی
2:فرسان الهیجاء، به نقل از ابوالفرج اصفهانی/ از وبلاگ تنهایی خورشید
3: منتهی الامال 375/1 / از وبلاگ شبه پیمبر
عربی بادیه نشین نزد امام حسین (علیه السلام) آمد و عرض کرد: "یابن رسول اللّه ! قرض بزرگی بر گردن من است و از پرداخت آن عاجزم. به خود گفتم از کریم ترین افراد درخواست کمک کنم و کریم تر از اهل بیتِ رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نیافتم.
امام (علیه السلام) به او فرمود: "اى برادر عرب، سه پرسش از تو مىپرسم؛ اگر یکى را جواب دادى، یک سوم و اگر دو پرسش را پاسخ گفتی، دو سوم و اگر همه را جواب دادى، تمامی قرضت را به تو عطا مىکنم."
اعرابی عرض کرد: "یابن رسول اللّه! آیا کسی چون تو که از اهل علم و شرف هستی، از کسی مثل من سؤال میکند؟!"
حضرت فرمود: "آری، از جدّم شنیدم که فرمود: "احسان به هر کس باید به میزان معرفت او باشد."
اعرابی عرض کرد: "هر چه میخواهی بپرس، اگر میدانستم که پاسخ خواهم داد و اگر نمیدانستم، از شما میآموزم."
امام حسین(علیه السلام) فرمود: "بهترین عمل چیست؟"
مرد اعرابی عرض کرد: "ایمان به خدا"
حضرت فرمود: "چه چیز، بنده را از هلاکت میرهاند؟"
عرض کرد: "اعتماد و توکل به خدا."
حضرت فرمود: "زینت انسان به چیست؟"
عرض کرد: "علمى که توأم با حلم و بردبارى باشد."
فرمود: "اگر این نشد؟"
عرض کرد: "مالى که با جوانمردى و بخشش همراه باشد."
فرمود: "اگر این هم نشد؟"
عرض کرد: "فقرى که با صبر همراه باشد."
فرمود: "اگر این هم نشد؟"
عرض کرد: "صاعقهاى که از آسمان بیاید و او را بسوزاند؛ چرا که این چنین فردی شایسته این گونه سرنوشتى است."
امام حسین (علیه السلام) تبسم نمود و کیسهاى را که حاوى هزار دینار بود و انگشترى را که نگین آن دویست درهم مىارزید، به وى عطا کرد و فرمود: "اى اعرابى! دینارها را به طلبکاران بده و بهاى انگشتر را در زندگى خود صرف کن."(1)
اعرابى عطاى حضرت را گرفت و گفت: "خدا بهتر مىداند که رسالتش را در کجا و در چه خاندانى قرار مىدهد."(2)
« برگرفته از کتاب "درر الاخبار"، تألیف: "علامه محمد باقر مجلسی(ره)"»(3)
بي خود به انتظار وصالت نشسته ام
هر بار اين تويي كه رسيدي و در زدي
هر بار اين منم كه در خانه بسته ام
هر جمعه قول ميدهم آدم شوم ولي
هم عهد خويش و هم دلتان را شكسته ام ... .گفتنی ها را برای خودتان در خلوت گفتم
فقط آمده ام برای رهگذران بگویم که
شما ای رهگذر و ای همسفر!
دعای شب قبلم را زودتر از آنچه فکر می کردم مستجاب کردند
و از جایی که انتظارش هم نمی رفت دستم را گرفتند
و مرا از چشمه ی عطایای رحمانیشان نوشاندند
نمی دانم چه بگویم
تنها یک کلام
بزرگوار تر از این آقا وجود ندارد
هرکس دارد بیاورد!!!!!
امروز در راه مسیر که بودم به عادت همیشگی اشعار مرتبت با شما را می شنیدم- که واقعا با همه ی وجودم لذت می برم از شنیدن درباره ی شما خاندان...
اما.. حس کردم چقدر دور شده ام از آن زمان که با شنیدن شاید همین اشعار، اشک از گوشه ی چشمانم سرازیز می شد...
و چقدر دلتنگ آن شبی هستم که زیر آسمان باز هم همین شعر را می شنیدم و به ستاره های شب می نگریستم و به درختان
و به این می اندیشیدم که همه این ها به یمن وجود شماست، و ستاره ها اگر زیبایی دارند وام دار طاووس بهشتیانند و لابد همین صداهای شنیدنی و ناشنیدنی شب هم تسبیح موجودات است خدایمان را...
دلم برای آن روزها و تپش های قلب و چشمان پر از شوق تنگ شده...
آقا جانم!
از خودتان می خواهم که محبتتان را در دلم روز افزون نمایید و از دریای کرامت بی حد و حصرتان مرا هم بهره ای بچشانید...
مرا توفیق خدمتگزاری آستانتان دهید و هم مطالعه درباره خودتان...
و در آخر مرا مصداق این حدیث مولایم بفرمایید
غیبت عین مشاهده...
التماس دعا
دعاگویتانم
یاعلی
دنیای بیامام به پایان رسیده است
از قلب كعبه قبله ایمان رسیده است
از آسمان حقیقت قرآن رسیده است
شأن نزول سوره «انسان» رسیده است
وقتش رسیده تا به تن قبله جان دهند
در قاب كعبه وجه خدا را نشان دهند
روزی كه مكه بوی خدای احد گرفت
حتی صنم به سجده دم یا صمد گرفت
دست خدا ز دست خدا تا سند گرفت
خانه ز نام صاحب خانه مدد گرفت
از سمت مستجار، حرم سینه چاك كرد
كوری چشم هرچه صنم سینه چاك كرد
وقتی به عشق، قلب حرم اعتراف كرد
وقتی علی به خانه خود اعتكاف كرد
وقتی خدا جمال خودش را مطاف كرد
كعبه سه روز دور سر او طواف كرد
حاجی شده است كعبه و سنت شكسته است
با جامهی سیاه خود احرام بسته است
از باغ عرش رایحه نوبر آمدهست
خورشید عدل از دل كعبه بر آمدهست
از بیشهزار شیر شجاعت در آمدهست
حسن خدای عزوجل حیدر آمدهست
جانِ جهان همین كه از آن جلوه جان گرفت
حسنش «به اتفاق ملاحت جهان گرفت»
ای منتهای آرزو، ای ابتدای ما!
ای منتهی به كوچهی تو ردّ پای ما!
ای بانی دعای سریع الرّضای ما!
پیر پیمبران، پدری كن برای ما!
لطف تو بوده شامل ما از قدیمها
دستی بكش به روی سر ما یتیمها
پشت تو جز مقابل یكتا دو تا نشد
تیر تو جز به جانب شیطان رها نشد
حق با تو بود و لحظهای از تو جدا نشد
خاك تو هر كسی كه نشد توتیانشد
ای شاه حُسن! با تو «گدا معتبر شود»
آری! «به یمن لطف شما خاك زر شود»
ای ذوق حسن مطلع و حسن ختام ما!
شیرینی اذان و اقامه به كام ما!
تا هست مُهر مِهر تو بر روی نام ما
«ثبت است بر جریدهی عالم دوام ما»
این حرفهای آخر شعر است و خواندنی است
پای تو هر کسی که نماند نماندنی است
وبلاگ از فیض گل/ محسن عرب خالقی
امام سجاد (علیه السلام) به ام فروه دختر قاسم بن محمد بن ابى بکر فرمود:
«من هر روز و هر شب براى گنهکاران از شیعیانم صد مرتبه دعا مىکنم؛ زیرا ما در برابر مصائبى صبر مىکنیم که از آنها باخبریم، اما شیعیان ما در برابر مصائبى که از (نتایج) آنها بىخبرند، شکیبا هستند.»
وافی، جلد 2، صفحه 183
عباس یعنی:
جمال ِ علوی نشان
شجاعت ِ علوی نشان
قلب رئوف ِ علوی نشان
غصب نگاه ِ علوی نشان
..
فدیه کردن جان در راه امام... فاطمی نشان...
رفع الله رایة العباس
به دست با کفایت مولانا حجة بن الحسن المهدی ارواحنا له الفداء

دستان شفاعتش به دست صدیقه کبری -سلام الله علیها- ....
میلادش مبارک
محمل عمه ی سادات....
میلادش مبارک
درخشش موج در نی نی چشم های رضی...
میلادش مبارک
تجسم آب در دست های سکینه....
میلادش مبارک
میلادش مبارک
دست به دامان شمائیم یا ام البنین
