امانت داری- نگاهی جالب!

چقدر امانت داری کردی ؟

کتابت را به دوستت می دهی و می گویی :

مواظب باش چای رویش نریزد ، جلوی دست خواهر کوچکت نگذاری رویش خط خطی کند . . .

تو به عنوان مالک آن کتاب آخرین توصیه ها را به دوستت می کنی

و چقدر ناراحت می شوی از آن روزی که در امانت خیانت کند

................................

خداوند تو را می آفریند و به عنوان مالک وجودت توصیه می کند که :

مواظب تار مویت باش که نگاه نامحرم روی آن ننشیند

مراقب جسمت باش مبادا چشمان هرزه رویش خط خطی کند

هوای نگاهت را داشته باش نکند نگاه بازی کنی و . . .



نقل از کامنت دوست عزیز جناب منتظر


عرض تسلیت

شهادت مظلومانه حضرت صدیقه ی کبری فاطمه ی زهرا سلام الله علیها بر محضر مبارک حضرت بقیة الله العظم ارواحنا فداه و شیعیان و محبینشان تسلیت باد


این شعر به همین مناسبت تقدیم به حضرتشان:

 

زينب اي يار من و يار و غمخوار علي

هــم پرستـار منــي هـم پرستار علي

تو پس از فاطمه از بهر علي فاطمه‌اي

چـاه غم‌هـاي علـي همـدم آه همه‌اي

تو عزيزي تو عزيز، دخترم اشک مريز

*****

کمتـر از ســوز درون بــه جگـر تـاب بده

هر شب از جـا برخيـز بــه حسين آب بده

نيمه‌هاي دل شب دور و بــر حيــدر باش

گرچه طفلي به حسين و حسنم مادر باش

تو عزيزي تو عزيز، دخترم اشک مريز

*****

جــاي مسمــار بـــود روي آيينه من

دست خود را مگذار بر روي سينه من

گرچه از آتش غم بال و پرم مي‌سوزد

تو اگـر اشـک بريزي جگرم مي‌سوزد

تو عزيزي تو عزيز، دخترم اشک مريز

*****

بسکه آزرده‌ام از عمر خود سير شدم

قامتم گشتـه کمان به خدا پير شدم

دختـرم گريـه ي آرام تـو بـي‌تابم کرد

دم به دم غصـه بـي‌مادريت آبم کرد

تو عزيزي تو عزيز، دخترم اشک مريز

*****

سرنوشت تو همه غم و اندوه و بلاست

گـودي قتلگـه و وادي کرب و بلاست

نالـه بايــد ز غــم لالــه پرپــر بزني

بوســه بــر حنجر خونين برادر بزني

تو عزيزي تو عزيز، دخترم اشک مريز 

 


 

نفرین کبوتران بر قاتلان امام حسین علیه السلام

داود بن فرقد می گوید: در خانه امام صادق علیه السلام نشسته بودم، چشمم به کبوتری افتاد که مشغول خواندن بود و زیاد می خواند، امام به من نگاهی کرد و فرمود:

ای داود! آیا می دانی که این پرنده چه می گوید؟ عرض کردم: فدایت شوم، نمی دانم.

قال علیه السلام: تدعو علی قتلة الحسین بن علی علیهما السلام فاتخذوه فی منازلکم.

فرمود: قاتلان حسین به علی علیهما السلام را نفرین می کند، او را در منازلتان نگهداری کنید.


ترجمه کامل الزیارات، ص 315/ برگرفته از کتاب راهنمای مصور سفر زیارتی عراق

نام تو بردم لبم آتش گرفت..

چقدر نام مولای مهربانمون به دل خنکی و صفا می بخشه..

چقدر آرامش به همراه داره

نامشون رو که می بریم انگار قلب مرده به تپش می افته

انگار خون در قلبمون بیشتر بیشتر جریان پیدا می کنه و محبتشون در تک تک رگ هامون جاری میشه...


مهدی: آرامش

مهدی: حیات

مهدی: پرواز

مهدی: امید

مهدی: بهشت---


مهربان مولایم!

مهدی جان!

فدای نام زیبایتان ای عزیزترین...



اللهم عجل لمولنا الفرج


«عجّل وفاتی»

از علی هم روی پوشاندی؟! دگر هنگام رفتن بود؛

تو را ای دخت پیغمبر، تو را ای سوره ی کوثر، چه سان در این جهان آزرده کردن سخت مشکل بود

و قومی وه! چه کوشیدند تا آنکه به همراهی طفلانت، دست خویش برآری - همان دستی که آزردست-

و خواهی از خدا:

                                     «عجّل وفاتی»

http://www.aboutorab.com/

 ابو تراب سایت تخصصی امیر المومنین علیه السلام

زیر باران دوشنبه بعد از ظهر


زیر باران دوشنبه بعد از ظهر
 اتفاقی مقابلم رخ داد
 وسط کوچه ناگهان دیدم
 زن همسایه بر زمین افتاد
  
سیب‌ها روی خاک غلطیدند
 چادرش در میان گرد و غبار
 قبلا این صحنه را... نمی‌دانم
 در من انگار می‌شود تکرار
 
 آه سردی کشید، حس کردم
 کوچه آتش گرفت از این آه
 و سراسیمه گریه در گریه
 پسر کوچکش رسید از راه
 
 گفت: آرام باش! چیزی نیست
 به گمانم فقط کمی کمرم...
 دست من را بگیر، گریه نکن
 مرد گریه نمی‌کند پسرم
  
چادرش را تکاند، با سختی
 یا علی گفت و از زمین پا شد
 پیش چشمان بی‌تفاوت ما
 ناله‌هایش فقط تماشا شد
  
صبح فردا به مادرم گفتم
 گوش کن! این صدای روضه‌ی کیست
 طرف کوچه رفتم و دیدم
 در و دیوار خانه‌ای مشکی است
 
****
 با خودم فکر می‌کنم حالا
 کوچه ما چقدر تاریک است
 گریه، مادر، دوشنبه، در، کوچه
 راستی! فاطمیه نزدیک است...

سید حمیدرضا برقعی

نسیه ممنوع!

جمله ای خوندم از وبلاگ یکی از دوستانم که خیلی به دلم نشست

دیدم عجب قشنگ و پر معناست

گذاشتم اینجا انشاالله که دوستان استفاده کنن


بنده ي خدا باشيم،

نقد ِ نقد، 

صد در صد،

و بدون ترکيب چيز ديگه اي!


برگرفته از وبلاگ رجعتhttp://elhbyt.blogfa.com