برای ماء معینم-32
برگشت..
از سوغات پرسیدم! گفتم برایم چه آوردی؟
گفت: " دعایت کردم"
..
گفت در دل برایم آنچه می خواستم دعا کرده است..
میدانم چه می گوید..
میداند چه می خواهم..
..
این روزها گاهی حدیث که می خوانم، هرچقدر هم غرق دلتنگی و اندوه باشم.. هرچقدر هم دلم گرفته باشد..
اما امید چون نوری به قلبم روشنایی می دهد
همان حس خنکی روح!
دیروز حدیثی را برای چندمین بار خواندم- جانم فدای امیرمومنان. چه لطیف و ظریف و دقیق به شیعیانشان امید می بخشند:
" اگر آسمان ها و زمین راه را بر بنده ای ببندند و او تقوای الهی پیشه کند، خداوند حتما راه گشایشی برای او فراهم خواهد کرد و از جایی که گمان ندارد روزی اش خواهد داد"
..
و امروز هم حدیثی دیگر از کریم اهل بیت علیهم السلام
که با خواندنش نا خودآگاه بغض تا پشت پلک هایم دوید..
"کسی که در قلبش جز رضا و خشنودی خدا خطور نکند من ضامن اجابت دعای او هستم."
..
..
محبوب بی همتایم!
دعایم کنید که در قلبم جز رضای معبودمان نباشد و بر تقوی زندگی کنم..
..
..
دعاگویتان هستم
المستغاث بک یا صاحب الزمان